dominated

[ایالات متحده]/'dɔmineitid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن موقعیت قدرت یا تأثیر؛ در کنترل یا غالب بودن
v. کنترل کردن، حکومت کردن، یا داشتن تأثیر قاطع بر (زمان گذشته و شکل گذشته participle از dominate)

عبارات و ترکیب‌ها

dominate the market

تسلط بر بازار

جملات نمونه

an industry dominated by artifice.

صناعتي که تحت سلطه تظاهر است.

the race was dominated by the 1992 champion.

مسابقه تحت تسلط قهرمان سال 1992 بود.

The whole valley is dominated by this mountain.

کل دره تحت تسلط این کوه است.

Ambition dominated their lives.

جاه‌طلبی بر زندگی آنها مسلط بود.

a system dominated by the class cleavage.

سیستمی که تحت سلطه شکاف طبقاتی است.

the cliff profile tends to be dominated by the dip of the beds.

پروفایل صخره معمولاً تحت تأثیر شیب بسترها قرار دارد.

a picturesque city dominated by the cathedral tower.

یک شهر زیبا با منظره ای که توسط برج کلیسا تسلط داشت.

androcentric—that is to say, male-dominated—concepts.

مفاهیم انسان‌مرکز - به عبارت دیگر، تحت سلطه مردان -.

an attempt to break away from the elitism that has dominated the book trade.

تلاش برای رهایی از نخبه‌گرایی که تجارت کتاب را تحت سلطه خود درآورده است.

the area is dominated by guerrillas in cahoots with drug traffickers.

این منطقه توسط شورشیانی که با قاچاقچیان مواد مخدر همدست هستند، تحت سلطه است.

they acted as an intellectual leaven to the warriors who dominated the city.

آنها به عنوان یک عامل مخمر فکری برای جنگجویانی که شهر را تحت سلطه داشتند، عمل کردند.

The end member of garnet is dominated by andradite, with minor grossular and spessartine.

عضو انتهایی گرنات تحت سلطه آندرا دیت است، با مقدار کم گرسولار و اسپسارتین.

Appreciation of works of art is bound to be dominated by a particular kind of interest.

قدردانی از آثار هنری به احتمال زیاد تحت تأثیر نوع خاصی از علاقه قرار می گیرد.

Women with keen intelligent minds are making inroads in formerly male-dominated occupations.

زنان با ذهن‌های باهوش و تیزهوش، در حال پیشرفت در مشاغلی که قبلاً تحت سلطه مردان بودند، هستند.

His personality dominated over the other members of the committee.

شخصیت او بر سایر اعضای کمیته غلبه کرد.

The arithmetic to control all kinds of linear dominated sections and resoluble conditions are expatiated in this paper.

محاسبات برای کنترل انواع بخش های مسلط خطی و شرایط قابل حل در این مقاله شرح داده شده است.

R-mode factor analysis has proved very useful in distinguishing geochemical data, clearly dominated by anthropogenic in comparison to geogenic sources.

تجزیه و تحلیل فاکتور حالت R نشان داده است که در تمایز داده‌های زمین‌شناسی، به وضوح تحت تأثیر فعالیت‌های انسان در مقایسه با منابع زمین‌شناسی بسیار مفید است.

that Protestant reformers like Martin Luther and John Calvin finally broke the authority of the medieval chur-state that had dominated Eurpoe since the fall of Rome;

اینکه اصلاح‌گران پروتستان مانند مارتین لوتر و جان کالوین سرانجام قدرت کلیسای قرون وسطی را که از زمان سقوط روم تحت سلطه اروپا بود، شکستند.

Style:Beautiful red-gamet color,fruity bouquet dominated by grades of small and ripe black fruits,very elegant in the mouth,soft and mellow tannins.

سبک: رنگ قرمز-گامت زیبا، بوی خوش میوه ای که بر طعم های کوچک و رسیده میوه های سیاه غلبه می کند، در دهان بسیار ظریف، تانن های نرم و ملایم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید