shared

[ایالات متحده]/ʃεəd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مشترک، همگانی

عبارات و ترکیب‌ها

shared responsibility

مسئولیت مشترک

shared goal

هدف مشترک

shared memory

حافظه اشتراکی

shared resource

منبع مشترک

shared experience

تجربه مشترک

shared network

شبکه مشترک

shared file

فایل مشترک

جملات نمونه

shared in the profits.

در سود سهام داشتیم.

they shared similar musical tastes.

آنها سلیقه‌های موسیقی مشابهی داشتند.

they shared out the peanuts.

آنها پچ‌پچ‌ها را تقسیم کردند.

they once shared a flat in Chelsea.

آنها روزی در چلسی آپارتمانی را با هم اجاره می‌کردند.

We shared the sweets.

ما شیرینی‌ها را تقسیم کردیم.

He shared the story with us.

او داستان را با ما در میان گذاشت.

They shared the work of the house with equity.

آنها با عدالت وظایف خانه را تقسیم کردند.

They shared the cake between them.

آنها کیک را بین خودشان تقسیم کردند.

They shared in using the computer.

آنها در استفاده از کامپیوتر با هم شریک بودند.

The executor shared out the estate.

اجرا کننده املاک را تقسیم کرد.

five of us shared the poky little room.

پنج نفر از ما اتاق کوچک و دلپذیر را به اشتراک گذاشتیم.

they shared a second-wicket stand of 135.

آنها یک مشارکت ویجت دوم به میزان 135 داشتند.

The loss was shared pro rata.

زیان به نسبت سهم تقسیم شد.

shared her chocolate bar with a friend.

او شکلات خود را با یک دوست تقسیم کرد.

The manufacturer and the dealer shared in the expense of advertising.

سازنده و معامله‌گر در هزینه‌های تبلیغات سهیم بودند.

Bill and Bob shared the work equally between them.

بیل و باب کار را به طور مساوی بین خود تقسیم کردند.

The money has been shared out.

پول تقسیم شده است.

Both superpowers shared the same instinct for self-preservation.

هر دو ابرقدرت غریزه یکسانی برای حفظ جان خود داشتند.

نمونه‌های واقعی

The coins can be shared or collected.

سکه ها را می توان تقسیم یا جمع کرد.

منبع: VOA Special August 2018 Collection

To have shared adversity, shared opportunity.

برای داشتن بدبختی مشترک، فرصت مشترک.

منبع: TED Talks (Audio Version) October 2019 Collection

Rachel had come to despise the girl with whom she had shared a flat.

راشل به نفرت نسبت به دختری که آپارتمانی را با او تقسیم کرده بود، رسیده بود.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Cake and play were equally shared between them.

کیک و بازی به طور مساوی بین آنها تقسیم شد.

منبع: Original Chinese Language Class in American Elementary Schools

There's some brilliant ideas and language being shared.

ایده ها و زبان های درخشانی وجود دارد که به اشتراک گذاشته می شود.

منبع: Tips for IELTS Speaking.

Especially when it's shared with a good friend.

به خصوص وقتی با یک دوست خوب به اشتراک گذاشته می شود.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American June 2022 Collection

We need something that both you and Rainer shared.

ما به چیزی نیاز داریم که شما و راینر هر دو آن را به اشتراک گذاشته اید.

منبع: Lost Girl Season 4

Increasingly, we are becoming a community with shared interests and a shared future.

به طور فزاینده ای، ما به جامعه ای با علایق مشترک و آینده مشترک تبدیل می شویم.

منبع: CRI Online November 2018 Collection

Bray asked if the group had shared food or drinks.

برای پرسید که آیا گروه غذا یا نوشیدنی به اشتراک گذاشته است.

منبع: VOA Special English Health

So, it was something that we shared as a family.

بنابراین، این چیزی بود که ما به عنوان یک خانواده به اشتراک گذاشتیم.

منبع: Technology Trends

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید