pangs

[ایالات متحده]/pæŋz/
[بریتانیا]/pæŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دردهای تیز ناگهانی; ناراحتی عاطفی عمیق

عبارات و ترکیب‌ها

hunger pangs

درد گرسنگی

painful pangs

احساس دردناک

guilt pangs

احساس گناه

nostalgia pangs

احساس دلتنگی برای گذشته

heart pangs

درد دل

yearning pangs

احساس تپش قلب

longing pangs

احساس دلتنگی شدید

regret pangs

احساس پشیمانی

anxiety pangs

احساس اضطراب

love pangs

احساس عشق

جملات نمونه

she felt pangs of guilt after lying to her friend.

او پس از دروغ گفتن به دوستش، احساسات دردناک گناه کرد.

he experienced pangs of hunger during the long meeting.

او در طول جلسه طولانی، احساسات دردناک گرسنگی را تجربه کرد.

the pangs of nostalgia hit him as he looked through old photos.

احساسات دردناک نوستالژی در حالی که او عکس های قدیمی را تماشا می کرد، به او ضربه زد.

she had pangs of envy when she saw her colleague's promotion.

وقتی او ارتقای همکارش را دید، احساسات دردناک حسادت کرد.

he felt pangs of regret for not pursuing his dreams.

او به خاطر دنبال نکردن رویاهایش، احساسات دردناک پشیمانی کرد.

the pangs of love can be both joyful and painful.

احساسات دردناک عشق می تواند هم لذت بخش و هم دردناک باشد.

after the breakup, she often felt pangs of loneliness.

پس از جدایی، او اغلب احساسات دردناک تنهایی می کرد.

he experienced pangs of anxiety before the big presentation.

او قبل از ارائه بزرگ، احساسات دردناک اضطراب را تجربه کرد.

she had pangs of doubt about her decision to move.

او در مورد تصمیم خود برای نقل مکان، احساسات دردناک تردید داشت.

the pangs of sadness lingered long after the event.

احساسات دردناک غم و اندوه مدت طولانی پس از آن رویداد باقی ماند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید