in the past
در گذشته
past decades
دهههای گذشته
past experiences
تجربههای گذشته
past mistakes
اشتباهات گذشته
past relationships
روابط گذشته
past year
سال گذشته
past experience
سابقه تجربیات
past and present
گذشته و حال
half past
نیم ساعت گذشته
past month
ماه گذشته
past time
زمان گذشته
past tense
زمان گذشته
past events
رویدادهای گذشته
go past
عبور کردن
past history
تاریخ گذشته
walk past
عبور کردن
brush past
از کنار عبور کردن
past participle
مصدر فعل
past master
استاد سابق
past due
بسط شده
a past president; a past inmate of a cell.
یک رئیسجمهور سابق؛ یک زندانی سابق در یک سلول.
the past is of no consequence .
گذشته هیچ اهمیتی ندارد.
a half past one.
نیم ساعت بعد از یک.
at half past five.
نیم ساعت بعد از پنج.
it's half past four.
نیم ساعت بعد از چهار.
the past and the present are inextricable.
گذشته و حال از هم گسسته نیستند.
it's half past five.
نیم ساعت بعد از پنج.
it's half past one.
ساعت یک و سی دقیقه است.
it's half past six.
ساعت شش و سی دقیقه است.
it's half past twelve.
ساعت دوازده و سی دقیقه است.
He is past fifty.
او از پنجاه گذشته است.
in the past few days.
در روزهای گذشته
a past that was scarcely savory.
گذشته ای که چندان خوشایند نبود.
The train is past due.
قطار عقب افتاده است.
to record past events
ثبت وقایع گذشته
to be past the wit of man
از توان انسان فراتر باشد
It is past all hope.
دیگر امیدی نیست.
And I was up well past midnight.
من تا دیروقت گذشته نیمه شب بیدار بودم.
منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)They're the past, crippling you in the present.
آنها گذشته هستند و شما را در زمان حال ناتوان می کنند.
منبع: 2018 Best Hits CompilationThis gets you past that initial roadblock.
این به شما کمک می کند تا از آن مانع اولیه عبور کنید.
منبع: Popular Science EssaysWe use it to light up the past.
ما از آن برای روشن کردن گذشته استفاده می کنیم.
منبع: A Brief History of the WorldHE WHO controls the past controls the future.
هر کسی که گذشته را کنترل می کند، آینده را کنترل می کند.
منبع: The Economist (Summary)The answer could lie in our evolutionary past.
پاسخ ممکن است در گذشته تکاملی ما نهفته باشد.
منبع: Portable English Bilingual EditionTwo year deal gets us past the Election.
قرارداد دو ساله به ما کمک می کند تا از انتخابات عبور کنیم.
منبع: NewsweekWell I wouldn't put it past you.
خب، من انتظارش را از شما نمی کشم.
منبع: Lost Girl Season 05Takes you right past the Devil Worshiper Woods.
شما را درست کنار جنگل شیطان پرستان می برد.
منبع: Diary of a Wimpy Kid: The Original MovieIs that the one just past the shopping mall?
آیا آن همان جایی است که درست بعد از مرکز خرید است؟
منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 13لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید