yesterday

[ایالات متحده]/'jestədeɪ/
[بریتانیا]/'jɛstɚde/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. روز قبل از امروز
adv. در روز قبل از امروز

عبارات و ترکیب‌ها

yesterday morning

صبح دیروز

yesterday evening

دیروز شب

day before yesterday

روز پیش از دیروز

since yesterday

از دیروز

born yesterday

دیروز متولد شده

جملات نمونه

Yesterday was my birthday.

دیروز تولد من بود.

He was wakeful yesterday.

او دیروز هوشیار بود.

the thaw came yesterday afternoon.

ذوب شدن یخ ها دیروز بعد از ظهر اتفاق افتاد.

security was tight at yesterday's ceremony.

امنیت در مراسم دیروز بسیار محکم بود.

threw away yesterday's newspaper.

روزنامه دیروز را دور انداختم.

the yeasty days of yesterday's revolution.

روزهای مخمر دوران انقلاب دیروز.

He left yesterday. --No! --

او دیروز رفت. --نه! --

Please warm (up) yesterday's mutton.

لطفاً گوشت گوسفند دیروز را گرم کنید.

It was a week yesterday that we heard the news.

هفته‌ای از دیروز گذشته بود که ما این خبر را شنیدیم.

questions referring to yesterday's lecture.

سوالات مربوط به سخنرانی دیروز.

Did you go anywhere yesterday?

آیا دیروز به جایی رفتید؟

They argued away yesterday morning.

آنها صبح دیروز استدلال کردند.

Can I claim for yesterday's journey?

آیا می توانم برای سفر دیروز ادعا کنم؟

I was dead drunk yesterday evening.

دیشب کاملاً مست بودم.

What he said yesterday was dubious.

آنچه او دیروز گفت مشکوک بود.

Today's weather is an improvement on yesterday's.

هوا امروز نسبت به دیروز بهتر شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید