future

[ایالات متحده]/'fjuːtʃə/
[بریتانیا]/'fjʊtʃɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. آینده‌نگر، در حال نزدیک شدن
n. زمان یا دوره‌ای که خواهد آمد، چشم‌اندازها یا امکانات برای آینده.

عبارات و ترکیب‌ها

bright future

آینده روشن

future generation

نسل آینده

predict the future

پیش‌بینی آینده

uncertain future

آینده نامطمئن

future plans

برنامه‌های آینده

in the future

در آینده

in future

در آینده

for the future

برای آینده

future development

توسعه آینده

near future

آینده نزدیک

future market

بازار آینده

promising future

آینده امیدوارکننده

future life

زندگی آینده

future use

مصرف آینده

future reference

ارجاع آینده

have no future

آینده‌ای ندارند

future plan

برنامه آینده

future value

ارزش آینده

future tense

زمان آینده

immediate future

آینده نزدیک

جملات نمونه

There's no future in this job.

هیچ آینده ای در این شغل وجود ندارد.

the prediction of future behaviour.

پیش‌بینی رفتار آینده.

the future of state education.

آینده آموزش دولتی.

read the future in the now

آینده را در اکنون بخوانید.

a visionary scheme for the future

یک طرح آینده‌نگرانه برای آینده.

the future looks black.

آینده سیاه به نظر می رسد.

the future looks bleak.

آینده ناامیدکننده به نظر می رسد.

The future looks good.

آینده خوب به نظر می رسد.

the needs of future generations.

نیازهای نسل های آینده.

heaven and the future life with Christ.

بهشت و زندگی آینده با مسیح.

the future of the cathedral is in safe hands.

آینده کلیسا در دستان امن است.

he was a possible future customer.

او یک مشتری آینده احتمالی بود.

their future remains unclear.

آینده آنها هنوز نامشخص است.

regarding the future of reform

در مورد آینده اصلاحات

The future of the company is still in doubt.

آینده شرکت هنوز در ابهام است.

The future of public transport is not in question.

آینده حمل و نقل عمومی زیر سوال نیست.

laid the groundwork for future negotiations.

زمینه را برای مذاکرات آینده فراهم کرد.

نمونه‌های واقعی

The Expo theme is " Connecting Minds Creating the Future" .

موضوع اکزو "ارتباط ذهن ها، ایجاد آینده" است.

منبع: CNN 10 Student English January 2019 Collection

Today opens the door to a future, a sure future.

امروز دریچه‌ای به سوی آینده، آینده‌ای مطمئن، باز می‌شود.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

I understand that many of my fellow Americans view the future as fear and trepidation.

من درک می‌کنم که بسیاری از هموطنان آمریکایی من آینده را ترس و وحشت می‌بینند.

منبع: CNN 10 Student English January 2021 Collection

And your future appears bleak at best.

و آینده شما در بهترین حالت، ناامیدکننده به نظر می‌رسد.

منبع: The Big Bang Theory (Video Version) Season 3

Title both pages as " Future Log" .

هر دو صفحه را با عنوان " Future Log" نامگذاری کنید.

منبع: Minimalist Bullet Journaling Method

And brick by brick, block by block, neighborhood by neighborhood, you built a better future.

و آجر به آجر، بلوک به بلوک، محله به محله، شما یک آینده بهتر ساختید.

منبع: NPR News August 2015 Compilation

I mean, hell, even your future bloodline.

منظورم این است که حتی خط خونی شما در آینده.

منبع: 2024 New Year Special Edition

The result is reframing the future of education.

نتیجه، بازتعریف آینده آموزش است.

منبع: CNN 10 Student English April 2019 Collection

This is the future we were promised.

این آینده‌ای است که به ما وعده داده شده بود.

منبع: Wall Street Journal

Her plans for the future are still in embryo.

برنامه‌های او برای آینده هنوز در مراحل اولیه است.

منبع: IELTS vocabulary example sentences

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید