persecuted

[ایالات متحده]/ˈpɜːsɪkjuːtɪd/
[بریتانیا]/ˈpɜrsɪˌkjutɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. کسی را به دشمنی و بدرفتاری، به ویژه به دلیل نژاد یا باورهای سیاسی یا مذهبی‌اش، دچار کردن؛ به طور مداوم مزاحم یا آزار دادن کسی

عبارات و ترکیب‌ها

persecuted people

مظلومین

persecuted minority

اقلیت‌های تحت فشار

persecuted group

گروه‌های تحت فشار

persecuted religion

ادیان تحت فشار

persecuted rights

حقوق تحت ستم

persecuted individuals

افراد تحت فشار

persecuted activists

فعالین تحت فشار

persecuted communities

جامعات تحت فشار

persecuted citizens

شهروندان تحت فشار

persecuted beliefs

باورهای تحت فشار

جملات نمونه

many individuals have been persecuted for their beliefs.

بسیاری از افراد به دلیل باورهایشان مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند.

throughout history, various groups have been persecuted.

در طول تاریخ، گروه های مختلف مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند.

she felt persecuted by her classmates.

او احساس می کرد که توسط همکلاسی هایش مورد آزار و اذیت قرار گرفته است.

people are often persecuted for speaking out.

افراد اغلب به دلیل صحبت کردن مورد آزار و اذیت قرار می گیرند.

he was persecuted for his political views.

او به دلیل دیدگاه های سیاسی اش مورد آزار و اذیت قرار گرفت.

many refugees have fled countries where they were persecuted.

بسیاری از آوارگان از کشورهایی که مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند فرار کرده اند.

she wrote a book about the persecuted minorities.

او کتابی در مورد اقلیت های مورد آزار و اذیت نوشت.

he dedicated his life to helping the persecuted.

او زندگی خود را به کمک به مورد آزار و اذیت قرار گرفته ها اختصاص داد.

they were persecuted unjustly for their heritage.

آنها به ناحق به دلیل میراث خود مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید