empowered women
زنان توانمند
empowered communities
جامعههای توانمند
empowered leaders
رهبران توانمند
empowered workforce
نیروی کار توانمند
empowered youth
جوانان توانمند
empowered individuals
افراد توانمند
empowered citizens
شهروندان توانمند
empowered clients
مشتریان توانمند
empowered teams
تیمهای توانمند
empowered choices
انتخابهای توانمند
she feels empowered to make decisions at work.
او احساس میکند که توانایی تصمیمگیری در محل کار را دارد.
the program is designed to empower young women.
این برنامه برای توانمندسازی زنان جوان طراحی شده است.
he was empowered by his mentor's guidance.
او با راهنمایی مربی خود توانمند شد.
they believe that education empowers individuals.
آنها معتقدند که آموزش افراد را توانمند میکند.
feeling empowered can boost your confidence.
احساس توانمندی میتواند اعتماد به نفس شما را افزایش دهد.
the new policies aim to empower local communities.
این سیاستهای جدید برای توانمندسازی جوامع محلی طراحی شدهاند.
she felt empowered after attending the workshop.
او بعد از شرکت در کارگاه احساس توانمندی کرد.
empowered employees are more productive.
کارمندانی که توانمند هستند، بهرهورترند.
the initiative seeks to empower marginalized groups.
این طرح به دنبال توانمندسازی گروههای حاشیهای است.
he has empowered himself through continuous learning.
او از طریق یادگیری مستمر خود را توانمند کرده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید