suppressed

[ایالات متحده]/sə'prɛst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تحت کنترل نگه داشتن، متوقف کردن یا ممنوع کردن

عبارات و ترکیب‌ها

feeling suppressed

احساس سرکوب

emotionally suppressed

از نظر احساسی سرکوب شده

voice suppressed

صدای سرکوب شده

thoughts suppressed

افکار سرکوب شده

freedom suppressed

آزادی سرکوب شده

جملات نمونه

suppressed an urge to laugh.

سرکوب یک میل به خنده.

the uprising was suppressed with abominable cruelty.

قیام با بی‌رحمی وحشتناک سرکوب شد.

the suppressed prologue to Women in Love.

پیش‌زمینه سرکوب‌شده رمان زنان عاشق

his voice was rough with barely suppressed fury.

صدای او با خشم سرکوب شده خشن بود.

use of the drug suppressed the immune response.

استفاده از دارو پاسخ ایمنی را سرکوب کرد.

The troops suppressed the rebellion by firing on the mob.

نیروها شورش را با شلیک به جمعیت سرکوب کردند.

Each nation suppressed news that was not favorable to it.

هر کشوری اخباری را که به نفع آن نبود، سرکوب کرد.

There was a look of suppressed anger on his face.

چهره‌اش خشم سرکوب شده‌ای داشت.

The nation seethed with suppressed revolutionary activity.

ملت مملو از فعالیت‌های انقلابی سرکوب‌شده به جوش و خروش درآمد.

The new government quickly suppressed the rebellion.

دولت جدید به سرعت شورش را سرکوب کرد.

They suppressed news that was not favourable to them.

آنها خبری را که به نفع آنها نبود سرکوب کردند.

He suppressed his name.

او نام خود را سرکوب کرد.

The disloyal thought was instantly suppressed.

فکر خائنانه بلافاصله سرکوب شد.

her mouth twitching with suppressed amusement;

دهانش به دلیل سرکوب تفریح ​​لرزش می‌کرد؛

she bit her lip, writhing in suppressed fury.

او لب خود را گاز گرفت و در حالی که در خشم سرکوب شده به خود می‌پیچید.

referred to the crowded prison as a tinderbox of suppressed violence.

او به زندان شلوغ به عنوان یک کوره آتش خشم سرکوب شده اشاره کرد.

suppressed her anger; threw a book in a fit of anger.

خشم خود را سرکوب کرد؛ کتابی را در یک لحظه عصبانیت پرتاب کرد.

The thought may have been apropos, but I suppressed its expression out of consideration of their feelings. irrelevant

به نظر می رسد این فکر مناسب بوده، اما از روی ملاحظه احساسات آنها، آن را سرکوب کردم. نامربوط

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید