phantomlike

[ایالات متحده]/ˈfæntəmˌlaɪk/
[بریتانیا]/ˈfæntəmˌlaɪk/

ترجمه

adv. به شیوه‌ای شبیه به یک روح
adj. شبیه به روح یا پدیده‌ای خیالی؛ روح‌نما؛ مانند یک روح

عبارات و ترکیب‌ها

phantomlike presence

حضور شبح‌مانند

phantomlike figure

شکل شبح‌مانند

phantomlike quality

کیفیت شبح‌مانند

phantomlike image

تصویر شبح‌مانند

phantomlike shadow

سایه‌ی شبح‌مانند

phantomlike sound

صدای شبح‌مانند

phantomlike movement

حرکت شبح‌مانند

phantomlike beauty

زیبایی شبح‌مانند

phantomlike dream

رویای شبح‌مانند

phantomlike aura

هاله‌ی شبح‌مانند

جملات نمونه

the phantomlike figure drifted silently through the fog.

شخصیت وهم‌آلود به آرامی و بی‌صدا از میان مه عبور کرد.

she felt a phantomlike presence in the empty room.

او حضور وهم‌آلود را در اتاق خالی احساس کرد.

the phantomlike shadows danced on the walls.

سایه‌های وهم‌آلود روی دیوارها رقصیدند.

his memories of that day were phantomlike, fading away.

خاطرات او از آن روز وهم‌آلود بودند و محو می‌شدند.

she moved with a phantomlike grace across the stage.

او با ظرافت وهم‌آلود روی صحنه حرکت کرد.

the artwork had a phantomlike quality that captivated viewers.

این اثر هنری دارای کیفیتی وهم‌آلود بود که بینندگان را مجذوب خود کرد.

he described the landscape as having a phantomlike beauty.

او منظره را دارای زیبایی وهم‌آلود توصیف کرد.

the sound was phantomlike, echoing in the stillness.

صدای آن وهم‌آلود بود و در سکوت طنین‌انداز بود.

the phantomlike mist enveloped the entire valley.

مه وهم‌آلود کل دره را فرا گرفت.

he had a phantomlike smile that left everyone guessing.

او لبخندی وهم‌آلود داشت که باعث سردرگمی همه می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید