pickaxe

[ایالات متحده]/ˈpiˌkæks/
[بریتانیا]/'pɪkæks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ابزاری با دسته بلند و سر نوک تیز، که برای شکستن مواد سخت استفاده می‌شود.

جملات نمونه

The miner used a pickaxe to break through the rock.

معدن‌کار از کلنگ برای شکستن سنگ‌ها استفاده کرد.

She swung the pickaxe with all her strength.

او با تمام قدرتش کلنگ را به حرکت درآورد.

The pickaxe is a common tool for digging and breaking hard ground.

کلنگ یک ابزار رایج برای حفر و شکستن زمین سخت است.

He carried a pickaxe on his shoulder as he walked towards the construction site.

او در حالی که به سمت محل ساخت و ساز می‌رفت، کلنگ را روی شانه‌اش حمل می‌کرد.

The pickaxe handle was worn out from years of use.

دسته کلنگ به دلیل سال‌ها استفاده کهنه شده بود.

The sound of the pickaxe hitting the rocks echoed in the cave.

صدای برخورد کلنگ با سنگ‌ها در غار طنین‌انداز بود.

The pickaxe is essential for mining operations.

کلنگ برای عملیات معدن‌کاری ضروری است.

He carefully sharpened the tip of the pickaxe before starting to work.

او قبل از شروع به کار، نوک کلنگ را با دقت تیز کرد.

The pickaxe is a versatile tool that can be used for various tasks.

کلنگ یک ابزار همه‌کاره است که می‌تواند برای انجام کارهای مختلف مورد استفاده قرار گیرد.

She used the pickaxe to clear the debris after the landslide.

او از کلنگ برای پاک کردن آوار پس از رانش زمین استفاده کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید