pickax handle
دسته کلنگ
pickax head
سر کلنگ
pickax tool
ابزار کلنگ
pickax strike
ضربه کلنگ
pickax work
کار با کلنگ
pickax mining
گودبرداری با کلنگ
pickax attack
حمله با کلنگ
pickax digging
کندن با کلنگ
pickax repair
تعمیر کلنگ
he used a pickax to break the hard ground.
او از یک کلنگ برای شکستن زمین سخت استفاده کرد.
the miner swung his pickax with great force.
معدنکار با نیروی زیاد کلنگ خود را به حرکت درآورد.
she found a rusty pickax in the shed.
او یک کلنگ زنگ زده در انبار پیدا کرد.
they needed a pickax to dig deeper tunnels.
آنها به یک کلنگ برای حفر تونلهای عمیقتر نیاز داشتند.
the pickax was essential for their excavation work.
کلنگ برای کار حفاری آنها ضروری بود.
he carefully sharpened the pickax before using it.
او قبل از استفاده، کلنگ را با دقت تیز کرد.
after hours of work, the pickax finally struck gold.
پس از ساعتها کار، کلنگ سرانجام به طلا برخورد کرد.
she learned to handle a pickax from her father.
او یاد گرفت که کلنگ را از پدرش کنترل کند.
the pickax became a symbol of hard labor.
کلنگ به نمادی از کار سخت تبدیل شد.
he carried his pickax everywhere during the mining expedition.
او در طول экспедиیشن معدن، کلنگ خود را همه جا با خود حمل میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید