digging a hole
کندن یک گودال
digging for treasure
جستجوی گنج
digging deep
کندن عمیق
keep digging
به کندن ادامه بده
slow digging
کندن آهسته
careful digging
کندن با دقت
digging machine
ماشین حفاری
a professional digging for information.
یک متخصص در حال جستجو برای کسب اطلاعات.
He is digging at physics.
او در حال تحقیق در مورد فیزیک است.
He is digging for gold.
او در حال جستجو برای طلا است.
the boar had been digging for roots.
خرس وحشی به دنبال ریشه ها می کند.
Digging the garden is a backbreaking job.
کندن باغ یک کار طاقتفرسا است.
He is digging in his garden.
او در حال کندن باغ خود است.
The old miner was digging for gold.
معدنچی پیر در حال جستجو برای طلا بود.
digging copper out of the entrails of the earth.
بیرون آوردن مس از درون زمین.
they spent Sundays digging their vegetable patch.
آنها یکشنبهها را صرف کندن باغچه سبزیجات خود میکردند.
She started digging the garden with a will.
او با اراده شروع به کندن باغ کرد.
They were digging up worms to use for bait.
آنها کرمها را بیرون میآوردند تا از آنها به عنوان طعمه استفاده کنند.
He has been digging away for hours.
او ساعتها به طور مداوم در حال کندن بوده است.
The invaders are digging graves for themselves.
متجاوزین در حال حفر گور برای خود هستند.
The detectives are digging into this whole business.
ماموران در حال بررسی این موضوع هستند.
We use forks for digging the ground.
ما از چنگال برای کندن زمین استفاده میکنیم.
The best implement for digging a garden is a spade.
بهترین وسیله برای کندن باغ، بیل است.
dig coal; a dog digging bones.
حفاری زغال سنگ؛ یک سگ در حال کندن استخوان.
they amused themselves digging through an old encyclopedia.
آنها با کندن در یک دانشنامه قدیمی خود را سرگرم کردند.
authorities cause chaos by digging up roads.
مسئولین با کندن جادهها باعث هرج و مرج میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید