plastically deformed
به صورت پلاستیکی تغییر شکل داده شده
plastically altered
به صورت پلاستیکی تغییر یافته
plastically flexible
به صورت پلاستیکی انعطاف پذیر
plastically molded
به صورت پلاستیکی قالبگیری شده
plastically reshaped
به صورت پلاستیکی مجدداً شکل داده شده
plastically enhanced
به صورت پلاستیکی ارتقا یافته
plastically compatible
به صورت پلاستیکی سازگار
plastically processed
به صورت پلاستیکی فرآوری شده
plastically stabilized
به صورت پلاستیکی تثبیت شده
plastically improved
به صورت پلاستیکی بهبود یافته
the artist expressed her emotions plastically through her sculpture.
هنرمند احساسات خود را به صورت پلاستیکی از طریق مجسمهسازی بیان کرد.
he can plastically manipulate materials to create stunning designs.
او میتواند مواد را به صورت پلاستیکی دستکاری کند تا طرحهای خیرهکننده ایجاد کند.
the clay can be shaped plastically when it is wet.
خاک رس را میتوان در حالت خیس به صورت پلاستیکی شکل داد.
in art, colors can be used plastically to enhance visual impact.
در هنر، میتوان از رنگها به صورت پلاستیکی برای افزایش تاثیر بصری استفاده کرد.
the dancer moved plastically, captivating the audience.
رقصنده به صورت پلاستیکی حرکت کرد و مخاطبان را مجذوب خود کرد.
plastically designed objects often attract more attention in exhibitions.
اشیای طراحی شده به صورت پلاستیکی اغلب توجه بیشتری را در نمایشگاهها به خود جلب میکنند.
she spoke plastically, making her ideas easy to understand.
او به صورت پلاستیکی صحبت کرد و ایدههایش را به آسانی قابل درک کرد.
the fabric flows plastically, giving the garment a unique look.
پارچه به صورت پلاستیکی جریان دارد و به لباس ظاهری منحصر به فرد میدهد.
his thoughts were expressed plastically in the written piece.
افکار او به صورت پلاستیکی در نوشته بیان شد.
plastically altered landscapes can evoke strong emotions in viewers.
مناظر تغییر یافته به صورت پلاستیکی میتوانند احساسات قوی را در بینندگان برانگیزند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید