moldable

[ایالات متحده]/ˈməʊdəbl/
[بریتانیا]/ˈmoʊdəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابلیت شکل‌پذیری یا فرم‌پذیری

عبارات و ترکیب‌ها

moldable material

مواد قابل انعطاف

moldable design

طراحی قابل انعطاف

moldable plastic

پلاستیک قابل انعطاف

moldable substance

ماده قابل انعطاف

moldable foam

فوم قابل انعطاف

moldable clay

خاک رس قابل انعطاف

moldable wax

مومی قابل انعطاف

moldable silicone

سیلیکون قابل انعطاف

moldable resin

رزین قابل انعطاف

moldable dough

خمیر قابل انعطاف

جملات نمونه

the clay is moldable and easy to shape.

گل رس قابل انعطاف و به راحتی قابل شکل‌گیری است.

children's minds are highly moldable.

ذهن کودکان به شدت قابل انعطاف است.

this material is moldable when heated.

این ماده هنگام گرم شدن قابل انعطاف است.

her opinions are moldable and change frequently.

نظرات او قابل انعطاف هستند و اغلب تغییر می‌کنند.

the artist prefers moldable materials for his sculptures.

هنرمند ترجیح می‌دهد از مواد قابل انعطاف برای مجسمه‌هایش استفاده کند.

the design is moldable to fit different needs.

طرح قابل انعطاف است تا با نیازهای مختلف مطابقت داشته باشد.

with the right guidance, their skills can be moldable.

با راهنمایی مناسب، مهارت‌های آنها قابل انعطاف خواهد بود.

the software is moldable, allowing for custom features.

نرم افزار قابل انعطاف است و امکان افزودن ویژگی های سفارشی را فراهم می کند.

his approach to learning is moldable and adaptable.

روش او در یادگیری قابل انعطاف و سازگار است.

the team created a moldable prototype for testing.

تیم یک نمونه اولیه قابل انعطاف برای تست ایجاد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید