polite

[ایالات متحده]/pəˈlaɪt/
[بریتانیا]/pəˈlaɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. با آداب، مؤدب، با نزاکت، فرهنگ‌دیده

عبارات و ترکیب‌ها

polite society

جامعه‌ی با‌ادب

جملات نمونه

It's important to be polite in social situations.

در موقعیت‌های اجتماعی مهم است که مؤدب باشید.

She always speaks in a very polite manner.

او همیشه با لحنی بسیار مؤدبانه صحبت می‌کند.

Being polite can help you build good relationships with others.

مودب بودن می‌تواند به شما کمک کند روابط خوبی با دیگران برقرار کنید.

He greeted the guests in a polite manner.

او با لحنی مؤدبانه به مهمانان خوشامد گفت.

It's polite to say 'thank you' when someone helps you.

وقتی کسی به شما کمک می‌کند، گفتن 'متشکرم' مؤدبانه است.

She wrote a polite email to thank her colleagues.

او یک ایمیل مؤدبانه برای تشکر از همکارانش نوشت.

The customer service representative was very polite and helpful.

نماینده خدمات مشتری بسیار مؤدب و مفید بود.

He politely declined the invitation to the party.

او به طور مؤدبانه از دعوت به مهمانی امتناع کرد.

It's polite to hold the door open for someone behind you.

باز نگه داشتن در برای کسی که پشت سر شماست مؤدبانه است.

She received a polite rejection letter for the job application.

او یک نامه رد مؤدبانه برای درخواست شغل دریافت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید