uncivil

[ایالات متحده]/ʌnˈsɪv.əl/
[بریتانیا]/ʌnˈsɪv.əl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بی ادب یا بی‌احترامی؛ بی‌ادب یا بی‌احترام؛ فاقد آداب خوب؛ غیر متمدن

عبارات و ترکیب‌ها

uncivil behavior

رفتار ناشایست

uncivil discourse

گفتمان ناشایست

uncivil society

جامعه ناشایست

uncivil response

پاسخ ناشایست

uncivil remarks

اظهارات ناشایست

uncivil conduct

رفتار غیرمودبانه

uncivil exchanges

تبادلات غیرمودبانه

uncivil attitude

نگاه غیرمودبانه

uncivil treatment

رفتار غیرمودبانه

uncivil language

زبان ناشایست

جملات نمونه

his uncivil behavior at the meeting surprised everyone.

رفتار غیرمدنی او در جلسه باعث تعجب همه شد.

it's uncivil to interrupt someone while they are speaking.

وقتی کسی صحبت می‌کند، قطع کردن صحبت او غیرمدنی است.

she received complaints about her uncivil remarks during the debate.

او در مورد اظهارات غیرمدنی‌اش در طول بحث، شکایتی دریافت کرد.

uncivil discourse can lead to misunderstandings.

گفتگوی غیرمدنی می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

his uncivil attitude made it hard to work together.

حرفه‌ای غیرمدنی او باعث شد همکاری دشوار شود.

people often react negatively to uncivil comments online.

افراد اغلب به طور منفی به نظرات غیرمدنی در اینترنت واکنش نشان می‌دهند.

uncivil actions can damage relationships between colleagues.

اقدامات غیرمدنی می‌تواند روابط بین همکاران را تخریب کند.

addressing uncivil behavior is important for a healthy workplace.

رسیدگی به رفتار غیرمدنی برای یک محیط کار سالم مهم است.

he was criticized for his uncivil response to the question.

او به خاطر پاسخ غیرمدنی‌اش به سؤال مورد انتقاد قرار گرفت.

uncivil discussions often escalate into arguments.

بحث‌های غیرمدنی اغلب به بحث تبدیل می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید