poses a threat
تهدید ایجاد میکند
poses challenges
چالشهایی را مطرح میکند
poses questions
سوالاتی را مطرح میکند
poses risks
خطراتی را به همراه دارد
poses difficulties
مشکلاتی را ایجاد میکند
poses problems
مشکلاتی را مطرح میکند
poses options
گزینههایی را ارائه میدهد
poses as expert
خود را به عنوان متخصص جا میزند
poses for photos
برای عکس گرفتن ژست میگیرد
she poses a significant challenge to our plans.
او چالش بزرگی برای برنامههای ما ایجاد میکند.
this situation poses a risk to our safety.
این وضعیت خطری برای ایمنی ما ایجاد میکند.
he poses as an expert in the field.
او خود را به عنوان یک متخصص در این زمینه جا میاندازد.
the question poses an ethical dilemma.
این سؤال یک معضل اخلاقی را مطرح میکند.
she poses for a portrait every year.
او هر سال برای یک پرتره ژست میگیرد.
climate change poses a threat to biodiversity.
تغییرات آب و هوایی تهدیدی برای تنوع زیستی محسوب میشود.
the teacher poses difficult questions to stimulate discussion.
معلم سؤالات دشواری مطرح میکند تا بحث را تحریک کند.
he poses a valid point during the debate.
او در طول بحث یک نکته معتبر مطرح میکند.
this new policy poses several implications for the industry.
این سیاست جدید پیامدهای متعددی برای صنعت دارد.
she poses as a model for the fashion show.
او به عنوان یک مدل برای نمایش مد ژست میگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید