poses

[ایالات متحده]/pəʊzɪz/
[بریتانیا]/poʊzɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. فرض کردن یک موقعیت یا حالت؛ در یک هویت خاص ظاهر شدن؛ خود را به نمایش گذاشتن یا به رخ کشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

poses a threat

تهدید ایجاد می‌کند

poses challenges

چالش‌هایی را مطرح می‌کند

poses questions

سوالاتی را مطرح می‌کند

poses risks

خطراتی را به همراه دارد

poses difficulties

مشکلاتی را ایجاد می‌کند

poses problems

مشکلاتی را مطرح می‌کند

poses options

گزینه‌هایی را ارائه می‌دهد

poses as expert

خود را به عنوان متخصص جا می‌زند

poses for photos

برای عکس گرفتن ژست می‌گیرد

جملات نمونه

she poses a significant challenge to our plans.

او چالش بزرگی برای برنامه‌های ما ایجاد می‌کند.

this situation poses a risk to our safety.

این وضعیت خطری برای ایمنی ما ایجاد می‌کند.

he poses as an expert in the field.

او خود را به عنوان یک متخصص در این زمینه جا می‌اندازد.

the question poses an ethical dilemma.

این سؤال یک معضل اخلاقی را مطرح می‌کند.

she poses for a portrait every year.

او هر سال برای یک پرتره ژست می‌گیرد.

climate change poses a threat to biodiversity.

تغییرات آب و هوایی تهدیدی برای تنوع زیستی محسوب می‌شود.

the teacher poses difficult questions to stimulate discussion.

معلم سؤالات دشواری مطرح می‌کند تا بحث را تحریک کند.

he poses a valid point during the debate.

او در طول بحث یک نکته معتبر مطرح می‌کند.

this new policy poses several implications for the industry.

این سیاست جدید پیامدهای متعددی برای صنعت دارد.

she poses as a model for the fashion show.

او به عنوان یک مدل برای نمایش مد ژست می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید