avoids

[ایالات متحده]/əˈvɔɪdz/
[بریتانیا]/əˈvɔɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از چیزی ناخوشایند یا مضر دور نگه داشتن یا جلوگیری کردن. ; از چیزی نامطلوب دور نگه داشتن یا جلوگیری کردن; فرار کردن یا گریختن. ; از چیزی ناخوشایند یا مضر دور نگه داشتن یا جلوگیری کردن; از انجام کاری خودداری کردن. ; در قانون، اعلام یک حکم، دفاع و غیره به حالت بی‌اثر و باطل درآوردن; بی‌اثر یا نامعتبر کردن چیزی; لغو یا ابطال کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

avoids confrontation

اجتناب از مواجهه

avoids making assumptions

اجتناب از فرضیات

avoids unnecessary risks

اجتناب از خطرات غیرضروری

avoids eye contact

اجتناب از تماس چشمی

avoids being rude

اجتناب از بی احتیاتی

avoids getting involved

اجتناب از دخالت

avoids repeating mistakes

اجتناب از تکرار اشتباهات

جملات نمونه

she always avoids conflict in her relationships.

او همیشه از درگیری در روابط خود اجتناب می‌کند.

the company avoids risky investments.

شرکت از سرمایه‌گذاری‌های پرخطر اجتناب می‌کند.

he avoids eating junk food for health reasons.

او به دلیل سلامتی از خوردن غذای ناسالم اجتناب می‌کند.

they avoid discussing politics at family gatherings.

آنها از بحث در مورد سیاست در جمع‌های خانوادگی اجتناب می‌کنند.

she avoids going out during peak hours.

او در ساعات اوج از بیرون رفتن اجتناب می‌کند.

the student avoids procrastination by planning ahead.

دانشجو با برنامه‌ریزی از تعلل اجتناب می‌کند.

the athlete avoids injuries by following a strict training regimen.

ورزشکار با پیروی از یک برنامه تمرینی سخت از آسیب‌دیدگی اجتناب می‌کند.

he avoids confrontation by staying calm.

او با حفظ آرامش از رویارویی اجتناب می‌کند.

the software avoids unnecessary errors during processing.

نرم‌افزار از بروز خطاهای غیرضروری در حین پردازش اجتناب می‌کند.

she avoids making hasty decisions.

او از تصمیم‌گیری عجولانه اجتناب می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید