presents

[ایالات متحده]/[ˈprezənts]/
[بریتانیا]/[ˈprɛzənts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هدایا؛ هدیه‌هایی که به کسی داده می‌شود؛ یک تولید یا اجرای نمایشی
v. به کسی چیزی دادن؛ معرفی یا نشان دادن چیزی به کسی؛ معرفی رسمی یک سخنران یا هنرمند

عبارات و ترکیب‌ها

presents a gift

ارائه دادن یک هدیه

presents ideas

ارائه دادن ایده ها

presents awarded

جوایز ارائه شده

presents the show

ارائه برنامه

presents challenges

ارائه چالش ها

presented well

به خوبی ارائه شده

presented data

داده های ارائه شده

presented case

مورد ارائه شده

presents history

ارائه تاریخ

presents findings

ارائه یافته ها

جملات نمونه

she received lovely presents for her birthday.

او هدایای دوست داشتنی برای تولدش دریافت کرد.

he carefully wrapped the presents in colorful paper.

او هدایا را با دقت در کاغذهای رنگارنگ بست.

the children eagerly anticipated the presents from santa.

کودکان با اشتیاق منتظر هدیه‌های بابا نوئل بودند.

we exchanged thoughtful presents with our close friends.

ما با دوستان نزدیک خود هدیای فکر شده رد و بدل کردیم.

the store offered a wide selection of presents.

فروشگاه مجموعه گسترده‌ای از هدایا ارائه می‌داد.

he bought her beautiful presents for their anniversary.

او برای سالگرد آنها هدایای زیبا برای او خرید.

she made handmade presents for her family.

او هدایای دست ساز برای خانواده‌اش درست کرد.

they donated old presents to a local charity.

آنها هدایای قدیمی را به یک سازمان خیریه محلی اهدا کردند.

the museum displays historical presents from foreign dignitaries.

موزه نمایشگاه‌هایی از هدایای تاریخی از مقامات بین‌المللی ارائه می‌دهد.

he hid the presents under the christmas tree.

او هدایا را زیر درخت کریسمس پنهان کرد.

she listed the presents on her online wish list.

او هدایا را در لیست آرزوهای آنلاین خود فهرست کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید