negates the need
حاجت را از بین می برد
negates the effect
اثر را از بین می برد
negates the argument
استدلال را از بین می برد
negates the claim
ادعا را از بین می برد
negates the benefits
مزایا را از بین می برد
negates the impact
تاثیر را از بین می برد
negates the value
ارزش را از بین می برد
negates the purpose
هدف را از بین می برد
negates the possibility
احتمال را از بین می برد
negates the outcome
نتیجه را از بین می برد
the new evidence negates the previous findings.
شواهد جدید نتایج قبلی را بیاعتبار میکند.
his actions negates the trust we had built.
رفتار او اعتماد ما را از بین میبرد.
this policy negates the need for additional funding.
این سیاست نیاز به بودجه اضافی را منتفی میکند.
her apology negates any hard feelings.
ببخشیدهاش هرگونه ناراحتی را از بین میبرد.
the findings negates the long-held theories.
این یافتهها نظریات دیرینه را بیاعتبار میکند.
his explanation negates the rumors about him.
توضیحات او شایعات مربوط به او را رد میکند.
the new law negates previous regulations.
قانون جدید مقررات قبلی را بیاعتبار میکند.
such behavior negates the purpose of the meeting.
چنین رفتاری هدف از جلسه را منتفی میکند.
the results negates the assumptions we made.
نتایج فرضیاتی را که ما داشتیم، بیاعتبار میکند.
the team's performance negates their earlier struggles.
عملکرد تیم تلاشهای قبلی آنها را بیاثر میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید