postman

[ایالات متحده]/'pəʊs(t)mən/
[بریتانیا]/'postmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیک نامه؛ حامل نامه

جملات نمونه

The postman delivers letters.

پستچی نامه تحویل می‌دهد.

Has the postman been?

آیا پستچی آمده است؟

The postman is carrying a heavy parcel.

پستچی یک بسته سنگین حمل می‌کند.

the postman had come freewheeling down the track.

پستچی با سرعت آزادانه در طول مسیر پایین آمده بود.

The postman argued away his misdelivery of the mail.

پستچی سوء تحویل پستی خود را توجیه کرد.

Look whether the postman has been yet.

ببینید آیا پستچی هنوز آمده است یا نه.

He looked like a postman but he was really a fake.

او شبیه یک پستچی بود اما در واقع یک فیک بود.

The postman ran away with the dog nipping at his heel.

پستچی با سگی که به پاش می‌زد فرار کرد.

"The new postman peered through the mist, trying to find the right house."

«پستچی جدید از میان مه نگاه کرد و سعی کرد خانه درست را پیدا کند.»

This time it was the postman and he wanted me to sign for a registered letter!

این بار نوبت پستچی بود و می‌خواست من برای یک نامه سفارشی امضا کنم!

The postman was mixed up, so he delivered the package to the wrong house.

پستچی دچار اشتباه شد، بنابراین بسته را به خانه اشتباه تحویل داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید