mailbox

[ایالات متحده]/'meɪlbɒks/
[بریتانیا]/'mel'bɑks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پشت‌نویسی، صندوق پستی

عبارات و ترکیب‌ها

check the mailbox

بررسی کردن پستی

mailbox key

کلید پستی

empty the mailbox

خالی کردن پستی

newspaper mailbox

پستی روزنامه

mailbox address

نشانی پستی

جملات نمونه

He stopped at the mailbox and dropped the letter in.

او در صندوق پستی توقف کرد و نامه را داخل آن انداخت.

They knocked together two rough mailboxes with wooden boards.

آنها دو صندوق پستی خشن را با تخته های چوبی به هم کوبیدند.

jolted his opponent with a heavy punch; an impact that jolted the mailbox loose.

حریفش را با یک مشت سنگین تکان داد؛ ضربه‌ای که باعث شد جعبه پستی از جای خود کنده شود.

I received a letter in my mailbox today.

من امروز نامه‌ای در صندوق پستی‌ام دریافت کردم.

Don't forget to check your mailbox for important documents.

فراموش نکنید برای اسناد مهم صندوق پستی خود را بررسی کنید.

The mailbox is located at the entrance of the building.

صندوق پستی در ورودی ساختمان قرار دارد.

She left a small gift in my mailbox as a surprise.

او به عنوان یک سورپرایز، یک هدیه کوچک در صندوق پستی من گذاشت.

The mailbox was overflowing with junk mail.

صندوق پستی پر از زباله‌های پستی شده بود.

I need to empty the mailbox before it gets too full.

من باید صندوق پستی را قبل از پر شدن آن خالی کنم.

The mailbox key is missing, so I can't open it.

کلید صندوق پستی گم شده است، بنابراین نمی توانم آن را باز کنم.

The mailbox was damaged in the storm.

صندوق پستی در طوفان آسیب دید.

The mailbox is painted red for easy identification.

صندوق پستی به رنگ قرمز رنگ شده است تا به راحتی قابل شناسایی باشد.

I'm expecting a package to arrive in the mailbox tomorrow.

من انتظار دارم فردا یک بسته به صندوق پستی برسد.

نمونه‌های واقعی

But there is a mailbox across from the store.

اما روبروی مغازه یک جعبه پستی وجود دارد.

منبع: VOA Let's Learn English (Level 1)

Got to run outside and paint the mailbox.

باید بیرون رفت و جعبه پستی را رنگ کرد.

منبع: Modern Family - Season 08

If I ever get my hand out this mailbox.

اگر روزی دستم از این جعبه پستی بیرون بیاید.

منبع: A Charlie Brown New Year Special

Right into Ove's mailbox, buckling the green sheet metal.

مستقیماً وارد جعبه پست اووه شد، ورقه‌های فلزی سبز را خم کرد.

منبع: A man named Ove decides to die.

Our room faced the lobby, and there were these pigeonhole mailboxes.

اتاق ما به سمت لابی بود و این جعبه‌های پستی لانه کبوتری وجود داشتند.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

I left copies of that same note in everybody's mailbox.

نسخه‌ای از همان یادداشت را در جعبه پست همه جا گذاشتم.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

Now we have to paint the mailbox when we get home.

حالا باید وقتی به خانه می‌رسیم جعبه پستی را رنگ کنیم.

منبع: Modern Family - Season 08

This was the mailbox on the home when I purchased it.

این جعبه پستی بود که هنگام خرید آن در خانه وجود داشت.

منبع: PBS Interview Environmental Series

He's fifteen yards from his broken mailbox when he sees Blond Weed.

وقتی Blond Weed را می‌بیند، او پانزده یارد از جعبه پستی شکسته خود فاصله دارد.

منبع: A man named Ove decides to die.

Who knew you could get so lost just going to check the mailbox?

چه کسی می‌دانست که فقط برای بررسی جعبه پستی می‌توان آنقدر گم شد؟

منبع: MBTI Personality Types Guide

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید