mailman

[ایالات متحده]/ˈmeɪl.mən/
[بریتانیا]/ˈmeɪl.mæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که نامه را تحویل می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

friendly mailman

خدمتکار مهربان

local mailman

خدمتکار محلی

mailman service

خدمات پستچی

mailman uniform

لباس یونیفرم پستچی

mailman duties

وظایف پستچی

retired mailman

پستچی بازنشسته

mailman route

مسیر پستچی

mailman job

شغل پستچی

mailman delivery

تحویل پستچی

mailman friend

دوست پستچی

جملات نمونه

the mailman delivers letters every morning.

پستچی هر روز صبح نامه‌ها را تحویل می‌دهد.

my neighbor is a friendly mailman.

همسایه‌ام یک پستچی دوستانه است.

the mailman knocked on the door.

پستچی به در کوبید.

children often wait for the mailman to arrive.

بچه ها اغلب منتظر رسیدن پستچی می‌مانند.

the mailman carries a heavy bag.

پستچی یک کیف سنگین حمل می‌کند.

sometimes the mailman brings packages instead of letters.

گاهی اوقات پستچی به جای نامه، بسته‌هایی می‌آورد.

the mailman waved as he passed by.

پستچی در حالی که از کنار می‌گذشت دست تکان داد.

it's important to be kind to the mailman.

مهم است که با پستچی مهربان باشید.

the mailman knows everyone's name in the neighborhood.

پستچی اسم همه را در محله می‌داند.

we left a tip for the mailman during the holidays.

ما در تعطیلات برای پستچی انعام گذاشتیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید