prattled

[ایالات متحده]/ˈpræt.əld/
[بریتانیا]/ˈpræt.əld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور کودکانه یا ساده‌لوحانه صحبت کردن؛ ایجاد یک سری صداهای بی‌معنا؛ به طور بی‌هدف صحبت کردن یا چت کردن؛ به شیوه‌ای پرحرف صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

prattled on

در مورد صحبت کرد

prattled away

به صحبت ادامه داد

prattled endlessly

بی وقفه صحبت کرد

prattled about

در مورد صحبت کرد

prattled incoherently

به طور نامفهوم صحبت کرد

prattled nervously

با اضطراب صحبت کرد

prattled cheerfully

با خوشحالی صحبت کرد

prattled excitedly

با هیجان صحبت کرد

prattled aimlessly

بی هدف صحبت کرد

prattled softly

به آرامی صحبت کرد

جملات نمونه

she prattled on about her vacation for hours.

او ساعت‌ها درباره تعطیلاتش صحبت کرد.

the children prattled excitedly about their new toys.

کودکان با هیجان درباره اسباب‌بازی‌های جدیدشان صحبت کردند.

he prattled away while i tried to focus on my work.

او در حالی که من سعی داشتم روی کارم تمرکز کنم، صحبت کرد.

during lunch, they prattled about everything and nothing.

در زمان ناهار، آنها درباره همه چیز و هیچ چیز صحبت کردند.

she prattled with her friends about their weekend plans.

او با دوستانش درباره برنامه‌های آخر هفته صحبت کرد.

the old man prattled about the good old days.

مرد پیر درباره روزهای خوب گذشته صحبت کرد.

he prattled on, oblivious to the time passing by.

او صحبت کرد و غافل از اینکه زمان می‌گذشت.

they prattled about their favorite movies and actors.

آنها درباره فیلم‌ها و بازیگران مورد علاقه خود صحبت کردند.

she prattled nervously before her big presentation.

او قبل از ارائه بزرگش با اضطراب صحبت کرد.

as they walked, they prattled about their childhood memories.

همانطور که راه می‌رفتند، درباره خاطرات دوران کودکی خود صحبت کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید