prattled on
در مورد صحبت کرد
prattled away
به صحبت ادامه داد
prattled endlessly
بی وقفه صحبت کرد
prattled about
در مورد صحبت کرد
prattled incoherently
به طور نامفهوم صحبت کرد
prattled nervously
با اضطراب صحبت کرد
prattled cheerfully
با خوشحالی صحبت کرد
prattled excitedly
با هیجان صحبت کرد
prattled aimlessly
بی هدف صحبت کرد
prattled softly
به آرامی صحبت کرد
she prattled on about her vacation for hours.
او ساعتها درباره تعطیلاتش صحبت کرد.
the children prattled excitedly about their new toys.
کودکان با هیجان درباره اسباببازیهای جدیدشان صحبت کردند.
he prattled away while i tried to focus on my work.
او در حالی که من سعی داشتم روی کارم تمرکز کنم، صحبت کرد.
during lunch, they prattled about everything and nothing.
در زمان ناهار، آنها درباره همه چیز و هیچ چیز صحبت کردند.
she prattled with her friends about their weekend plans.
او با دوستانش درباره برنامههای آخر هفته صحبت کرد.
the old man prattled about the good old days.
مرد پیر درباره روزهای خوب گذشته صحبت کرد.
he prattled on, oblivious to the time passing by.
او صحبت کرد و غافل از اینکه زمان میگذشت.
they prattled about their favorite movies and actors.
آنها درباره فیلمها و بازیگران مورد علاقه خود صحبت کردند.
she prattled nervously before her big presentation.
او قبل از ارائه بزرگش با اضطراب صحبت کرد.
as they walked, they prattled about their childhood memories.
همانطور که راه میرفتند، درباره خاطرات دوران کودکی خود صحبت کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید