talked

[ایالات متحده]/tɔːkt/
[بریتانیا]/tɔkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته صحبت کردن؛ گفتن؛ بحث کردن؛ صحبت کردن؛ تأکید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

talked about

در مورد آن صحبت شد

talked to

با... صحبت کرد

talked with

صحبت کرد با

talked down

بی احترامانه صحبت کرد

talked up

تشویق کرد

talked over

حرف زد روی

talked back

جواب دروغ گفت

talked into

فریب دادن

talked out

خسته شد از حرف زدن

talked around

دور و بر صحبت کرد

جملات نمونه

we talked about our plans for the weekend.

ما در مورد برنامه‌های آخر هفته خود صحبت کردیم.

she talked to her friend for hours.

او ساعت‌ها با دوستش صحبت کرد.

they talked over dinner about their travels.

آنها در حین شام در مورد سفرشان صحبت کردند.

i talked to my teacher about my grades.

من با معلمم در مورد نمراتم صحبت کردم.

he talked about his favorite books.

او در مورد کتاب‌های مورد علاقه‌اش صحبت کرد.

we talked through the issues we were facing.

ما در مورد مشکلاتی که با آن‌ها روبرو بودیم صحبت کردیم.

she talked him into going to the party.

او او را متقاعد کرد که به مهمانی برود.

they talked at length about the project.

آنها در مورد پروژه به طور مفصل صحبت کردند.

i talked to my parents about my future.

من با والدینم در مورد آینده‌ام صحبت کردم.

we talked casually about our jobs.

ما به طور غیررسمی در مورد شغل‌هایمان صحبت کردیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید