preform task
اجرای وظیفه
preform action
اجرای عمل
preform test
انجام تست
preform analysis
انجام تحلیل
preform operation
انجام عملیات
preform procedure
انجام رویه
preform review
بازبینی
preform assessment
ارزیابی
preform evaluation
ارزیابی
preform duty
اجرای وظیفه
they need to preform the task before the deadline.
آنها باید قبل از مهلت تعیین شده این کار را انجام دهند.
the team will preform a series of tests next week.
تیم هفته آینده یک سری آزمایش انجام خواهد داد.
she is expected to preform well in the competition.
انتظار میرود او در مسابقه عملکرد خوبی داشته باشد.
we must preform regular maintenance on the equipment.
ما باید به طور منظم تعمیر و نگهداری تجهیزات را انجام دهیم.
he was asked to preform a presentation at the conference.
از او خواسته شد که در کنفرانس ارائه دهد.
to succeed, you must preform at your best.
برای موفقیت، شما باید در بهترین حالت خود عمل کنید.
the artist will preform live at the festival.
هنرمند به طور زنده در جشنواره اجرا خواهد کرد.
they plan to preform an analysis of the data.
آنها قصد دارند تجزیه و تحلیل داده ها را انجام دهند.
it's important to preform safety checks regularly.
به طور منظم انجام بررسی های ایمنی مهم است.
she will preform the role of the lead actor.
او نقش بازیگر اصلی را ایفا خواهد کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید