preform

[ایالات متحده]/ˈpriːfɔːm/
[بریتانیا]/ˈpriːfɔrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. چیزی را از قبل شکل یا فرم دادن؛ ایجاد یک نسخه اولیه از چیزی
n. محصولی که از قبل شکل یا فرم داده شده است؛ یک محصول ناتمام که تحت پردازش خشن قرار گرفته است

عبارات و ترکیب‌ها

preform task

اجرای وظیفه

preform action

اجرای عمل

preform test

انجام تست

preform analysis

انجام تحلیل

preform operation

انجام عملیات

preform procedure

انجام رویه

preform review

بازبینی

preform assessment

ارزیابی

preform evaluation

ارزیابی

preform duty

اجرای وظیفه

جملات نمونه

they need to preform the task before the deadline.

آنها باید قبل از مهلت تعیین شده این کار را انجام دهند.

the team will preform a series of tests next week.

تیم هفته آینده یک سری آزمایش انجام خواهد داد.

she is expected to preform well in the competition.

انتظار می‌رود او در مسابقه عملکرد خوبی داشته باشد.

we must preform regular maintenance on the equipment.

ما باید به طور منظم تعمیر و نگهداری تجهیزات را انجام دهیم.

he was asked to preform a presentation at the conference.

از او خواسته شد که در کنفرانس ارائه دهد.

to succeed, you must preform at your best.

برای موفقیت، شما باید در بهترین حالت خود عمل کنید.

the artist will preform live at the festival.

هنرمند به طور زنده در جشنواره اجرا خواهد کرد.

they plan to preform an analysis of the data.

آنها قصد دارند تجزیه و تحلیل داده ها را انجام دهند.

it's important to preform safety checks regularly.

به طور منظم انجام بررسی های ایمنی مهم است.

she will preform the role of the lead actor.

او نقش بازیگر اصلی را ایفا خواهد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید