deform

[ایالات متحده]/dɪ'fɔːm/
[بریتانیا]/dɪ'fɔrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. تحریف کردن; بدشکل کردن
vi. تحریف شدن; بدشکل شدن
adj. بدشکل; زشت

عبارات و ترکیب‌ها

deformed

دفرمه

deformation

تغییر شکل

جملات نمونه

the suspension deforms slightly on corners.

سیستم تعلیق به آرامی در پیچ‌ها تغییر شکل می‌دهد.

the rear suspension deforms slightly on corners.

سیستم تعلیق عقب به آرامی در پیچ‌ها تغییر شکل می‌دهد.

Great erosion deformed the landscape.

فرسایش شدید باعث تغییر شکل منظره شد.

His body was deformed by leprosy.

بدنش به دلیل جذام تغییر شکل داده بود.

Shoes that are too tight deform the feet.

کفش‌هایی که خیلی تنگ هستند، به پای آسیب می‌رسانند.

a body that had been deformed by disease.

بدنی که به دلیل بیماری تغییر شکل داده بود.

He was born with a severely deformed foot.

او با پای به شدت تغییر شکل یافته متولد شد.

A deformed body may have a beautiful soul.

یک بدن تغییر شکل یافته ممکن است روح زیبایی داشته باشد.

He is cursed with deformed arches.

او نفرین شده است با قوس‌های تغییر شکل یافته.

She had a badly deformed hand.

او یک دست به شدت تغییر شکل داده داشت.

The child was born deformed in consequence of an injury to its mother.

کودک به دلیل آسیب دیدگی مادرش با تغییر شکل متولد شد.

the spelling changes will deform some familiar words and obfuscate their etymological origins.

تغییرات املایی باعث تغییر شکل برخی از کلمات آشنا و ابهام در ریشه شناسی آنها خواهد شد.

METHODS:13 deform root groove teeth were observed with macroscopy and microscopiy.

روش‌ها: 13 دندان شیری تغییر شکل یافته با استفاده از ماکروسکوپ و میکروسکوپ مشاهده شد.

Tuberculous pyelitis showed deformed renal pelvis, filling defect and hydronephrosis.

پیلئیت سلولزی نشان داد که لگن کلیه تغییر شکل یافته، نقص پرکنشی و هیدرونفروز وجود دارد.

"We've become completely and utterly desensitise to the fact that breeding these deformed, disabled, disease-prone animals is either shocking or abnormal."

ما به طور کامل و بی احساس نسبت به این واقعیت شده ایم که پرورش این حیوانات تغییر شکل یافته، ناتوان و مستعد بیماری، یا شوک آور است یا غیر طبیعی.

Prerequisite: The actuating lever of the microswitch must not have been significantly deformed. If the lever is deformed, this must also be replaced.

پیش‌نیاز: اهرم عملگر سوئیچ ریز باید به طور قابل توجهی تغییر شکل نداده باشد. اگر اهرم تغییر شکل داده باشد، باید آن را نیز تعویض کرد.

نمونه‌های واقعی

The edges of the other pieces deformed around me too.

لبه‌های قطعات دیگر نیز در اطراف من تغییر شکل دادند.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

Not every tomato on an affected plant will be deformed, however.

با این حال، همه گوجه فرنگی‌های گیاه آسیب‌دیده تغییر شکل نخواهند داشت.

منبع: This month VOA Special English

Francis's native language, Spanish, is another kind of deformed Latin.

زبان مادری فرانسیس، اسپانیایی، نوع دیگری از لاتین تغییر شکل یافته است.

منبع: The Economist - Arts

37.four steps on hatch no.1 comings deformed and dewelded.

37.چهار قدم در دریچه شماره 1، در حال تغییر شکل و جدا شدن.

منبع: Maritime English listening

But their bodies were deformed by it, and their lives shortened.

اما بدن‌هایشان به همین دلیل تغییر شکل داده شد و عمرشان کوتاه شد.

منبع: The Economist (Summary)

And the ground began to deform, likely due to flows of magma.

و زمین شروع به تغییر شکل کرد، به احتمال زیاد به دلیل جریان گدازه.

منبع: Science 60 Seconds - Scientific American January 2022 Collection

And the ground began to deform, probably due to flows of magma.

و زمین شروع به تغییر شکل کرد، احتمالاً به دلیل جریان گدازه.

منبع: Science in 60 Seconds - Scientific American December 2021 Collection

If you've ever held your hand outside the car, you've felt the air deform, or flow, around your hand.

اگر تا به حال دست خود را بیرون از ماشین گرفته‌اید، احساس کرده‌اید که هوا در اطراف دست شما تغییر شکل می‌دهد یا جریان دارد.

منبع: PBS Fun Science Popularization

Under incredible pressure, the crystals within the quarts are deformed and actually fractured.

تحت فشار باورنکردنی، کریستال‌های موجود در کوارتز تغییر شکل داده و در واقع شکسته می‌شوند.

منبع: Jurassic Fight Club

Because the black hole trap door deforms space so much, not even light can escape it.

چون در سیاهچاله، دریچه تله فضایی را تا این حد تغییر شکل می‌دهد که حتی نور هم نمی‌تواند از آن فرار کند.

منبع: Kurzgesagt science animation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید