prepare

[ایالات متحده]/prɪˈpeə(r)/
[بریتانیا]/prɪˈper/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. آماده کردن; آماده شدن
vt. & vi. آماده‌سازی‌ها را انجام دادن; تنظیمات را انجام دادن

عبارات و ترکیب‌ها

prepare in advance

آماده‌سازی از قبل

prepare for

آماده‌سازی برای

prepare the way

آماده کردن مسیر

prepare yourself

خودتان را آماده کنید

prepare material

آماده‌سازی مواد

prepare against

آماده‌سازی در برابر

جملات نمونه

to prepare a net for fishing

برای تهیه یک تور ماهیگیری

prepare a brief summary of the article.

یک خلاصه کوتاه از مقاله تهیه کنید.

We must prepare for the worst.

ما باید برای بدترین حالت آماده شویم.

Objective To prepare Azlocillin sodium.

هدف آماده سازی سدیم ازلوسیلین

Prepare to meet your fate.

برای مواجهه با سرنوشت خود آماده شوید.

prepared a meal; prepared the lecture.

یک وعده غذایی آماده کرد؛ سخنرانی را آماده کرد.

a prepared statement

یک بیانیه از پیش آماده شده

prepared lunch for us.

برای ما ناهار تهیه کرد.

they were prepared to die for their country.

آنها برای کشورشان آماده جان دادن بودند.

prepared an infusion of medicinal herbs.

یک تزریق از گیاهان دارویی آماده کرد.

they were prepared to pocket their pride.

آنها آماده بودند غرور خود را کنار بگذارند.

a takeaway or pre-prepared meal.

یک غذای آماده یا غذای از پیش آماده شده.

schools should prepare children for life.

مدارس باید کودکان را برای زندگی آماده کنند.

prepared a tolerable dinner.

یک شام قابل تحمل آماده کرد.

couch the lances and prepare to charge

نیزه‌ها را در جای خود قرار داده و آماده حمله شوید

prepare and review lessons with the students

درس‌ها را با دانش‌آموزان آماده و مرور کنید

be prepared against the disaster

در برابر فاجعه آماده باشید

prepared the ship for an arctic expedition.

کشتی را برای یک سفر اکتشافی قطبی آماده کرد.

rifty to prepare today for the wants of tomorrow.

برای رفع نیازهای فردا امروز آماده باشید.

Strive for the best, prepare for the worst.

برای بهترین تلاش کنید، برای بدترین آماده باشید.

نمونه‌های واقعی

You want fame, you have to be prepared for a long hard slog.

شما می خواهید مشهور شوید، باید برای یک تلاش طولانی و سخت آماده باشید.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

So how do you prepare for that?

پس چگونه برای آن آماده می شوید؟

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

You have to be prepared for it.

شما باید برای آن آماده باشید.

منبع: Kaufman's language learning rules

Come on and prepare with Pedro. - Prepare!

بیا و با پدرو آماده شو. - آماده شو!

منبع: Learn first aid with Pedro.

Satellite operators can also prepare for the onslaught with proper warning.

اپراتورهای ماهواره ای نیز می توانند با هشدارهای مناسب برای حمله آماده شوند.

منبع: The History Channel documentary "Cosmos"

We need to think about what to prepare...

ما باید در مورد اینکه چه چیزی را آماده کنیم فکر کنیم...

منبع: Cambridge IELTS Listening Practice Tests 7

I've never prepared one of these in my life.

من هرگز در زندگی ام یکی از اینها را آماده نکرده ام.

منبع: Celebrity Speech Compilation

Lionfish can be prepared in many different ways.

ماهی شیر می تواند به روش های مختلف تهیه شود.

منبع: VOA Special English: World

They were therefore unexpectedly prepared for the attack.

بنابراین آنها بطور غیرمنتظره ای برای حمله آماده بودند.

منبع: British Original Language Textbook Volume 4

Then Hrothgar commanded that a feast be prepared.

سپس هروتگار دستور داد که یک جشن آماده شود.

منبع: American Elementary School English 4

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید