procrastinate

[ایالات متحده]/prəʊˈkræstɪneɪt/
[بریتانیا]/proʊˈkræstɪneɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. اقدام را به تأخیر انداختن یا به تعویق انداختن؛ انجام کاری را به تعویق انداختن.

جملات نمونه

I always procrastinate when it comes to doing my homework.

من همیشه در انجام تکالیفم به تعویق می اندازم.

She tends to procrastinate making important decisions.

او معمولاً در تصمیم گیری های مهم به تعویق می اندازد.

Procrastinating on this project will only make things worse.

به تعویق انداختن این پروژه فقط اوضاع را بدتر می کند.

I need to stop procrastinating and start working on my goals.

من باید از تعلل کردن دست بردارم و شروع به تلاش برای رسیدن به اهدافم کنم.

Don't procrastinate on booking your flight tickets.

در رزرو بلیط هواپیما تعلل نکنید.

He always procrastinates on paying bills until the last minute.

او همیشه پرداخت قبوض را تا آخرین لحظه به تعویق می اندازد.

Procrastinating will only lead to unnecessary stress.

تأخیر فقط منجر به استرس غیر ضروری می شود.

She tends to procrastinate when it comes to cleaning her room.

او معمولاً در نظافت اتاقش به تعویق می اندازد.

Procrastinating can have negative consequences on your work performance.

تأخیر می تواند عواقب منفی بر عملکرد کاری شما داشته باشد.

Stop procrastinating and start taking action towards your goals.

از تعلل دست بردارید و شروع به اقدام به سمت اهداف خود کنید.

نمونه‌های واقعی

She has people fill out surveys about how often they procrastinate.

او از مردم می‌خواهد در مورد اینکه چقدر اغلب به تعویق می‌اندازند، نظرسنجی انجام دهند.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2016 Compilation

They're just a way for us to procrastinate.

آنها فقط راهی برای ما برای به تعویق انداختن هستند.

منبع: Cambridge top student book sharing

Acknowledge you procrastination, your future self will procrastinate.

به تعویق انداختن خود را بپذیرید، خود آینده شما نیز به تعویق خواهد انداخت.

منبع: Scientific World

Before we dive into specific solutions, it's useful to know why we procrastinate.

قبل از اینکه به راه حل های خاص بپردازیم، دانستن دلیل به تعویق انداختن ما مفید است.

منبع: Crash Course Learning Edition

Over the years, I've told myself that I procrastinate because I work better under pressure.

در طول سالها به خودم گفته ام که به تعویق می اندازم زیرا تحت فشار بهتر کار می کنم.

منبع: 6 Minute English

I find I do some of my best work when I'm procrastinating doing something else.

من متوجه می شوم که بهترین کارم را انجام می دهم وقتی در حال به تعویق انداختن انجام کار دیگری هستم.

منبع: Harvard Business Review

They feel fear and doubt. They procrastinate.

آنها احساس ترس و تردید می کنند. آنها به تعویق می اندازند.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2016 Compilation

Personally, I think it’s important to try and understand why we procrastinate.

از نظر من، تلاش برای درک دلیل به تعویق انداختن ما مهم است.

منبع: 6 Minute English

Let's listen again to comedian Eshaan Akbar talking how he feels when he procrastinates.

بیایید دوباره به سخنان اشان اکبر، کمدین، در مورد احساساتش در هنگام به تعویق انداختن گوش دهیم.

منبع: 6 Minute English

Let's be honest, you're probably procrastinating while watching this video.

صادق باشیم، احتمالاً در حالی که این ویدیو را تماشا می کنید، به تعویق می اندازید.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید