prodded

[ایالات متحده]/prɒdɪd/
[بریتانیا]/prɑːdɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته نقلی prod; برای تحریک یا ترغیب کسی به اقدام؛ برای نیشگون گرفتن یا زدن با انگشت یا شیء تیز

عبارات و ترکیب‌ها

prodded him

او را تشویق کرد

prodded her

او را تشویق کرد

prodded forward

به جلو تشویق شد

prodded along

در طول مسیر تشویق شد

prodded gently

به آرامی تشویق کرد

prodded him on

او را تشویق کرد

prodded into action

به اقدام تشویق شد

prodded for answers

برای پاسخ‌ها تشویق شد

prodded by curiosity

به دلیل کنجکاوی تشویق شد

prodded to speak

برای صحبت کردن تشویق شد

جملات نمونه

she prodded him to finish his homework.

او را تشویق کرد تا تکالیفش را تمام کند.

the coach prodded the players to give their best effort.

مربی بازیکنان را تشویق کرد تا تمام تلاش خود را به کار گیرند.

he prodded the dog to move out of the way.

او سگ را تشویق کرد تا کنار برود.

after being prodded by his friends, he finally joined the club.

پس از اینکه دوستانش او را تشویق کردند، او سرانجام به باشگاه پیوست.

the teacher prodded the students to ask questions.

معلم از دانش آموزان خواست تا سوال بپرسند.

she prodded him gently to share his thoughts.

او به آرامی او را تشویق کرد تا افکار خود را به اشتراک بگذارد.

they prodded the government to take action on climate change.

آنها دولت را تشویق کردند تا در مورد تغییرات آب و هوایی اقدام کند.

he prodded her to apply for the scholarship.

او تشویقش کرد تا برای بورسیه درخواست کند.

she prodded him about his plans for the future.

او در مورد برنامه های آینده اش از او سوال کرد.

the journalist prodded the politician for answers.

روزنامه‌نگار به دنبال پاسخ از سیاستمدار بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید