goaded into action
تحریک به اقدام
goaded by peers
تحریک توسط همکاران
goaded to respond
تحریک به پاسخ دادن
goaded by frustration
تحریک شده توسط سرخوردگی
goaded into competition
تحریک به رقابت
goaded by anger
تحریک شده توسط خشم
goaded to act
تحریک به عمل کردن
goaded by challenges
تحریک شده توسط چالشها
goaded to improve
تحریک به بهبود
goaded by doubt
تحریک شده توسط تردید
she was goaded into speaking at the meeting.
او برای صحبت کردن در جلسه تحریک شد.
he felt goaded by his friends to take the challenge.
او احساس کرد که دوستانش او را برای قبول چالش تحریک میکنند.
the coach goaded the players to give their best.
مربی بازیکنان را برای ارائه بهترین عملکردشان تحریک کرد.
they goaded him into making a decision quickly.
آنها او را برای تصمیمگیری سریع تحریک کردند.
she was goaded by her ambition to succeed.
او تحت تأثیر جاه طلبی خود برای موفقیت قرار گرفت.
his criticisms goaded her to improve her skills.
انتقادات او باعث شد او برای بهبود مهارتهایش تلاش کند.
they goaded each other into trying new things.
آنها یکدیگر را برای امتحان کردن چیزهای جدید تحریک کردند.
the situation goaded him to act more decisively.
شرایط او را برای عمل قاطعانه تر تحریک کرد.
she felt goaded by her peers to perform better.
او احساس کرد که همسالانش او را برای عملکرد بهتر تحریک میکنند.
he was goaded by curiosity to explore the unknown.
او به دلیل کنجکاوی برای کشف ناشناختهها تحریک شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید