prone

[ایالات متحده]/prəʊn/
[بریتانیا]/proʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متمایل به; احتمالاً; دراز کشیده به صورت رو به پایین.

عبارات و ترکیب‌ها

prone to accidents

مستعد به حوادث

prone to errors

مستعد به خطا

prone to illness

مستعد به بیماری

prone to procrastination

مستعد به تعلل

prone to failure

مستعد به شکست

prone position

وضعیت مستعد

جملات نمونه

He was prone to anger.

او مستعد خشم بود.

She is prone to colds.

او مستعد ابتلا به سرماخوردگی است.

he is prone to jump to conclusions.

او مستعد نتیجه گیری عجولانه است.

I was lying prone on a foam mattress.

من به صورت وارونه روی یک تشک فوم دراز کشیده بودم.

The patient was lying prone on the bed.

بیمار به صورت خوابیده روی تخت دراز کشیده بود.

paper that is prone to yellowing; children who are prone to mischief.

کاغذی که مستعد زرد شدن است؛ کودکانی که مستعد شیطنت هستند.

he bestrode me, defending my prone body.

او بر من سوار شد، از بدن افتاده من دفاع کرد.

my research assistant is prone to flights of fancy.

دستیار تحقیق من مستعد پروازهای خیال است.

he knew himself all too prone to indiscretion.

او می‌دانست که بیش از حد مستعد بی‌پروايي است.

they are prone to nervous breakdowns if overstressed.

آنها در صورت استرس بیش از حد مستعد فروپاشی عصبی هستند.

He was prone to indigestion after rich restaurant meals.

او مستعد به سوء هاضمه پس از وعده‌های غذایی مجلل در رستوران بود.

years of logging had left the mountains prone to mudslides.

سال‌ها ثبت غیرقانونی باعث شده بود کوه‌ها مستعد رانش زمین باشند.

Mild mutations in XPF cause the cancer-prone syndrome xeroderma pigmentosum.

جهش‌های خفیف در XPF باعث سندرم سرطان‌زا، گزردما پیگمنتوزوم می‌شوند.

The police found him in a prone position with a knife in his back.

پلیس او را در حالت خوابیده با چاقویی در پشتش پیدا کرد.

Ethnic minorities are more prone to unemployment. Further, this disadvantage extends to other areas of life.

اقلیت‌های قومی بیشتر در معرض خطر بیکاری هستند. علاوه بر این، این معایب به سایر جنبه‌های زندگی نیز گسترش می‌یابد.

Hypertrophied myocardium is prone to proarrhythmic toxicity and development of the torsade de pointes type of ventricular tachycardia.

میوکارد هیپرتروفیک مستعد سمیت پروآریتمی و ایجاد تاکیکاردی بطنی نوع تورسا د پوانت است.

نمونه‌های واقعی

Cloud storages are also prone to hacking.

فضای ابری نیز مستعد هک شدن است.

منبع: VOA Video Highlights

I was prone to meditating on time and age.

من مستعد تفکر در مورد زمان و سن بودم.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2016 Compilation

Some of those were prone to catching fire.

بعضی از آنها مستعد آتش سوزی بودند.

منبع: CNN 10 Student English Compilation September 2019

And that can leave You really prone to developing an infection.

و این می تواند شما را واقعاً مستعد ابتلا به عفونت کند.

منبع: Connection Magazine

Prone to exaggerate the size of the catch.

مستعد اغراق در مورد اندازه گرفتن.

منبع: Goodbye, Christopher Robin.

Drought is a natural disaster that South Africans prone to.

خشکسالی یک فاجعه طبیعی است که آفریقایی های جنوبی مستعد آن هستند.

منبع: CNN Listening Compilation February 2018

He was prone to do things that animals are prone to do.

او مستعد انجام کارهایی بود که حیوانات مستعد انجام آنها هستند.

منبع: Fastrack IELTS Reading High Score Secrets

Airports that are prone to snow storms.

فرودگاه هایی که مستعد طوفان برف هستند.

منبع: CNN Listening November 2013 Collection

Ginny seemed very prone to knocking things over whenever Harry entered a room.

به نظر می رسد که جینی بسیار مستعد به زمین انداختن وسایل هر زمان که هری وارد اتاق می شد.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

Chile is one of the world's most earthquake prone countries.

شیلی یکی از کشورهای جهان است که بیشتر در معرض زلزله قرار دارد.

منبع: VOA Standard April 2014 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید