likely

[ایالات متحده]/ˈlaɪkli/
[بریتانیا]/ˈlaɪkli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. محتمل; امیدوارکننده; مناسب
adv. احتمالاً

عبارات و ترکیب‌ها

most likely

به احتمال زیاد

highly likely

بسیار محتمل

seems likely

به نظر محتمل

is likely to

احتمال دارد

less likely

کمتر محتمل

much more likely

بسیار بیشتر محتمل

جملات نمونه

invent a likely excuse.

اختراع یک بهانه احتمالی.

not a very likely excuse.

یک بهانه بسیار بعید

a likely topic for investigation.

یک موضوع احتمالی برای بررسی

The train is likely to be late.

قطار احتمالاً دیر خواهد رسید.

their marriage is likely to fall apart.

ازدواج آنها احتمالاً از هم خواهد پاشید.

They are likely to become angry with him.

آنها احتمالاً با او عصبانی خواهند شد.

It is very likely that he will not consent.

بسیار محتمل است که او موافقت نکند.

Germination most likely hypogeal.

بیشتر احتمالاً زیرزمینی

this is likely to become the authoritative study of the subject.

این احتمالاً به مطالعه معتبر در این موضوع تبدیل خواهد شد.

this is likely to incentivize management to find savings.

این احتمالاً مدیریت را برای یافتن صرفه‌جویی‌ها ترغیب می‌کند.

speculation on the likely effect of opting out.

گمانه‌زنی در مورد اثر احتمالی انصراف.

we will most likely go to a bar.

ما احتمالاً بیشتر به یک بار خواهیم رفت.

words likely to be meaningful to pupils.

کلماتی که احتمالاً برای دانش‌آموزان معنی‌دار است.

delay is likely to prejudice the child's welfare.

به نظر می‌رسد تاخیر به ضرر رفاه کودک باشد.

these benefits are likely to be short-lived.

این مزایا احتمالاً کوتاه مدت خواهند بود.

the private sector is here to stay and likely to expand.

بخش خصوصی اینجا ماندگار است و احتمالاً گسترش خواهد یافت.

park illegally and you are likely to be ticketed.

اگر به طور غیرقانونی پارک کنید، احتمالاً جریمه خواهید شد.

She is not likely to come next month.

او احتمالاً ماه آینده نمی‌آید.

نمونه‌های واقعی

That face time seems more likely to develop friendships.

به نظر می‌رسد زمان صرف چهره بیشتر احتمال دارد که به ایجاد دوستی کمک کند.

منبع: 50 Sample Essays for English Major Level 8 Exam Memorization

Begging larvae were 13 times more likely than laid-back larvae to be eaten by mom.

لاروهای متقاضی 13 برابر بیشتر از لاروهای آرام احتمال خورده شدن توسط مادر داشتند.

منبع: Science in 60 Seconds Listening Compilation September 2013

Since bacteria are the most likely cause, antibiotics are often prescribed.

از آنجایی که باکتری‌ها علت احتمالی هستند، اغلب آنتی‌بیوتیک‌ها تجویز می‌شوند.

منبع: Osmosis - Respiration

The most likely explanation, something called parthenogenesis.

توضیح محتمل‌تر، چیزی به نام پارته‌نوژنز.

منبع: CNN 10 Student English of the Month

I believe most likely most of you here have lost someone.

من فکر می‌کنم که به احتمال زیاد بیشتر شما اینجا کسی را از دست داده‌اید.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

People who make plans are twice as likely to achieve their resolution.

افرادی که برنامه می‌ریزند دو برابر بیشتر احتمال دارد که به هدف خود برسند.

منبع: 2021 New Year Special Edition

So is that likely? Are they likely to get that international help?

پس این محتمل است؟ آیا آنها احتمالاً آن کمک بین‌المللی را دریافت خواهند کرد؟

منبع: NPR News February 2016 Compilation

And black and Latino households are twice as likely.

و خانوارهای سیاه‌پوست و لاتینوی دو برابر بیشتر احتمال دارد.

منبع: VOA Standard English (Video Version) - 2023 Collection

And I was not the most likely to succeed.

و من به احتمال زیاد موفق نبودم.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

However, you are also the most likely to be complacent.

با این حال، شما نیز احتمالاً بیشتر مستعد غرور هستید.

منبع: 2019 New Year Special Edition

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید