rank

[ایالات متحده]/ræŋk/
[بریتانیا]/ræŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سطح; صف; ردیف; عنوان نظامی
adj. نامطبوع; بدبو; سرسبز
vt. ترتیب دادن; طبقه بندی کردن
vi. صف کشیدن; فهرست کردن

عبارات و ترکیب‌ها

high rank

رتبه بالا

low rank

رتبه پایین

rank and file

افراد رده پایین

ranked first

رتبه اول

promote in rank

ارتقا در رتبه

official rank

رتبه رسمی

military rank

رتبه نظامی

in the ranks

در میان رتبه‌ها

in rank

در رتبه

first rank

رتبه اول

rank among

رتبه در میان

rank first

رتبه اول

front rank

رتبه جلوی

rank with

رتبه با

rank order

ترتیب رتبه

social rank

رتبه اجتماعی

other ranks

رتبه‌های دیگر

keep rank

حفظ رتبه

rank correlation

همبستگی رتبه

جملات نمونه

the rank of sergeant.

رتبه سارجنت

a rank amateur; a rank stranger.

یک آماتور رتبه دار؛ یک غریبه رتبه دار

the ranking of students.

رتبه بندی دانش آموزان

an ordinal rank of seventh.

یک رتبه هفتم ترتیبی

rank vegetation in the jungle.

گیاهان رتبه دار در جنگل

The rank of captain is inferior.

رتبه کاپیتان پایین است.

Captain is an inferior rank to major.

رتبه کاپیتان پایین‌تر از سرلنگ است.

the ranks of Britain's unemployed.

رتبه های بیکاران بریتانیا

the rank and file of the Labour party.

رتبه و فایل حزب کارگر

raise a captain to the rank of major

یک کاپیتان را به رتبه سرلنگ ارتقا دهید

the ranks of major and above.

رتبه های سرتیپ و بالاتر

This film ranks with the best.

این فیلم در رتبه بهترین ها قرار دارد.

He rose to the rank of general.

او به رتبه ژنرال رسید.

rank-and-file committees; rank-and-file grievances.

کمیته های رتبه و فایل؛ نارضایتی های رتبه و فایل

an officer of the rank of superintendent or above.

یک افسر با رتبه سرپرست یا بالاتر.

the rank and file want to call the action off.

رتبه و فایل می خواهند اقدام را متوقف کنند.

نمونه‌های واقعی

And aristocrats are people of high social rank.

و اشراف‌زاده‌ها افرادی با رتبه اجتماعی بالا هستند.

منبع: 6 Minute English

You can't achieve his rank via subterfuge alone.

شما نمی توانید با ترفند به تنهایی به رتبه او برسید.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Though words come hindmost, holds his rank before.

اگرچه کلمات در انتها می‌آیند، رتبه او قبل از آن است.

منبع: The complete original version of the sonnet.

And targets 38 members of HR's rank.

و هدف 38 عضو رتبه منابع انسانی است.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

You... You ascended the ranks of your profession.

شما... شما در سلسله مراتب حرفه خود صعود کردید.

منبع: the chair

Similarly, the school does not officially rank its students.

به طور مشابه، مدرسه به طور رسمی به دانش آموزان رتبه نمی دهد.

منبع: Entering Yale University

The prospects for rank and file approval seem slim.

احتمال تایید رایزنان و کارگران کم به نظر می رسد.

منبع: Listen to this 3 Advanced English Listening

And in a flash, Carol joins the ranks of TV types.

و در یک چشم به هم زدن، کارول به جمع افراد تلویزیونی می پیوندد.

منبع: CNN 10 Student English September 2021 Collection

I'm a drug-using delinquent. A girl in bed doesn't really rank. Sorry.

من یک هرزه مصرف کننده مواد مخدر هستم. یک دختر در رختخواب واقعاً رتبه ندارد. متاسفم.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

There's a taxi rank over there, right outside the gate.

آنجا یک پارکینگ تاکسی وجود دارد، درست بیرون دروازه.

منبع: Everyone speaks English (Beginner)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید