level

[ایالات متحده]/ˈlevl/
[بریتانیا]/ˈlevl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خط افقی؛ صفحه افقی؛ رده
adj. صاف؛ افقی؛ هم‌سطح
vt. صاف کردن؛ مسطح کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

high level

سطح بالا

entry level

سطح ورود

professional level

سطح حرفه‌ای

level up

ارتقا سطح

level of

سطح از

basic level

سطح پایه

on the level

در سطح

management level

سطح مدیریت

advanced level

سطح پیشرفته

water level

سطح آب

low level

سطح پایین

certain level

سطح مشخص

technical level

سطح فنی

service level

سطح خدمات

sea level

سطح دریا

national level

سطح ملی

level with

سطح با

lower level

طبقه پایین

international level

سطح بین‌المللی

liquid level

سطح مایع

top level

سطح بالا

price level

سطح قیمت

income level

سطح درآمد

جملات نمونه

level the ground for a lawn.

زمین را برای چمن صاف کنید.

a high level of unemployment.

سطح بالای بیکاری

a level teaspoon of salt.

یک قاشق چایخوری نمک

spoke in a level tone.

با لحنی یکنواخت صحبت کرد.

a leveler of boards.

تسویه‌گر تخته‌ها

raise the level of civilization

سطح تمدن را ارتقا دهید

at a level above the common people.

در سطحی بالاتر از مردم عادی.

a high-level corporate briefing.

جلسه توجیهی شرکتی در سطح بالا

intolerable levels of hardship.

سطح غیرقابل تحملی از سختی.

نمونه‌های واقعی

So, there are many levels of formality.

بنابراین، سطوح مختلفی از رسمیت وجود دارد.

منبع: Oxford University: Business English

And they reported lower levels of commitment to school and more modest educational aspirations.

و آنها گزارش دادند که سطح تعهد به مدرسه کمتر و آرزوهای آموزشی متواضعانه تری وجود دارد.

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

Exams rank different levels of mediocrity, that's all.

آزمون ها رتبه بندی سطوح مختلف посредственности، این همه است.

منبع: Fuck the World Season 2

Yes, I realize it would be entry level.

بله، متوجه می شوم که سطح ورود خواهد بود.

منبع: Friends Season 9

They have lower job turnover. They have lower levels of attrition.

آنها گردش کار کمتری دارند. آنها سطح خروج کمتری دارند.

منبع: TED Talks (Video Version) September 2015 Collection

These three sentences show three levels of formality.

این سه جمله سه سطح رسمیت را نشان می دهد.

منبع: Oxford University: Business English

Pollution in Springfield has reached crisis levels.

آلودگی در اسپرینگفیلد به سطوح بحرانی رسیده است.

منبع: The Simpsons Movie

A slope can describe a surface or area that is not level.

شیب می تواند سطحی یا ناحیه ای را که هموار نیست توصیف کند.

منبع: VOA One Minute English

This is particularly good at reducing stress and anxiety levels.

این به طور خاص در کاهش سطح استرس و اضطراب خوب است.

منبع: Animal World

Its coastal areas are threatened by rising sea levels.

مناطق ساحلی آن در معرض خطر افزایش سطح دریاها قرار دارند.

منبع: VOA Standard English_Africa

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید