ravings

[ایالات متحده]/'reɪvɪŋ/
[بریتانیا]/'revɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به طرز غیر منطقی یا به طرز وحشیانه ای پرشور صحبت کردن یا رفتار کردن؛ خشمگین.

عبارات و ترکیب‌ها

raving lunatic

دیوانه‌ی پرحرف

raving review

نقد هیجان‌انگیز

raving party

جشن هیجان‌انگیز

rave about

درباره رقص و آواز

rave review

بررسی رقص و آواز

جملات نمونه

the ravings of a madwoman.

ناله های یک زن دیوانه

you're stark raving bonkers!.

شما کاملاً دیوانه هستید!

she'd never been a raving beauty.

او هرگز یک زن زیبا و جذاب نبوده است.

Nancy's having hysterics and raving about a black ghost.

نانسی دچار حالت های اغراق آمیز است و در مورد یک شبح سیاه صحبت های بی منطقی می کند.

He stood there for about twenty minutes ranting and raving about the colour of the new paint.

او حدود بیست دقیقه آنجا ایستاد و در مورد رنگ جدید رنگ روغن غر و نقد می‌کرد.

Are you stark raving mad, jumping off a moving train?

آیا دیوانه هستید که از یک قطار در حال حرکت بیرون می پرید؟

When I told her I’d crashed her car, she went stark raving bonkers.

وقتی به او گفتم ماشینش را برداشته ام، او کاملاً دیوانه شد.

نمونه‌های واقعی

Then what are you raving about?

پس در مورد چه چیزی دارید داد و فریاد می کنید؟

منبع: Game of Thrones (Season 1)

" Didn't I tell you this nutter was just raving as usual? "

« مگر نگفتم که این دیوانه مثل همیشه دارد داد می زند؟»

منبع: Harry Potter and the Deathly Hallows

She came back raving about crazy things.

او با حال و هوای عجیب و غریب بازگشت.

منبع: English little tyrant

This woman is raving mad. Believe me.

این زن کاملاً دیوانه است. باور کن.

منبع: "Father in the Time" Original Soundtrack

It wasn't me she was raving at. It was the old Charlie.

او به من فریاد نمی زد. او به چارلی پیر فریاد می زد.

منبع: Flowers for Algernon

Maybe you went to a restaurant that all of your friends were raving about.

شاید به رستورانی رفتید که همه دوستانتان در مورد آن صحبت می کردند.

منبع: Emma's delicious English

Just before Captain Leclere began raving from his fever, he had ordered the stop.

بلافاصله قبل از اینکه کاپیتان لکلر به دلیل تب خود شروع به فریاد کردن کرد، دستور توقف را صادر کرد.

منبع: The Count of Monte Cristo: Selected Edition

He was raving toward the end, so I gave the crew orders from then on.

او در پایان شروع به فریاد کردن کرد، بنابراین من دستورات را به خدمه دادم.

منبع: The Count of Monte Cristo: Selected Edition

As if everything Ove had said was nothing more than the inarticulate raving of a senile old man.

گویی همه چیزهایی که اووه گفته بود، چیزی بیش از فریادهای نامفهوم یک پیرمرد عده ای نبود.

منبع: A man named Ove decides to die.

" You are raving, " said Professor McGonagall, superbly disdainful. " Potter, that concludes our careers consultation."

« شما دارید داد می کنید، » پروفسور مک گونگال با تحقیر گفت. « پاتر، مشاوره شغلی ما به پایان رسید.»

منبع: Harry Potter and the Order of the Phoenix

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید