rayed

[ایالات متحده]/reɪd/
[بریتانیا]/reɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای پرتوها یا قسمت‌های تابشی; دارای گل‌های حاشیه‌ای

عبارات و ترکیب‌ها

sun rayed

خورشید تابید

light rayed

نور تابید

star rayed

ستاره تابید

moon rayed

ماه تابید

horizon rayed

افق تابید

golden rayed

طلایی تابید

brightly rayed

به‌طور درخشانی تابید

heaven rayed

بهشت تابید

color rayed

رنگ تابید

radiant rayed

درخشان تابید

جملات نمونه

the sun rayed down on the beach, creating a perfect day for relaxation.

خورشید بر ساحل می‌تابید و روزی عالی برای استراحت ایجاد می‌کرد.

the artist rayed colors across the canvas, bringing the painting to life.

هنرمند رنگ‌ها را روی بوم می‌تاباند و نقاشی را زنده می‌کرد.

as dawn broke, the first light rayed through the trees.

همانطور که سپیده دم می‌شد، اولین نور از میان درختان می‌تابید.

she rayed her smile at everyone in the room, spreading joy.

او لبخندش را به همه در اتاق می‌تاباند و شادی را گسترش می‌داد.

light rayed from the chandelier, illuminating the entire hall.

نور از لوستر می‌تابید و تمام سالن را روشن می‌کرد.

the sun rayed brightly, making it hard to see.

خورشید به شدت می‌تابید و دیدن را دشوار می‌کرد.

hope rayed in her heart as she opened the letter.

امید در قلب او می‌تابید وقتی نامه را باز کرد.

the golden light rayed across the horizon at sunset.

نور طلایی در افق هنگام غروب می‌تابید.

he rayed his enthusiasm, inspiring his teammates.

او شور و اشتیاق خود را می‌تاباند و الهام بخش هم تیمی هایش می‌شد.

the laser rayed through the fog, creating an eerie effect.

لیزر از میان مه عبور می‌کرد و جلوه‌ای عجیب ایجاد می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید