The company announced a redeployment of resources to focus on new markets.
شرکت اعلام کرد که منابع را برای تمرکز بر بازارهای جدید، دوباره مستقر میکند.
The military is planning a redeployment of troops to the northern border.
ارتش در حال برنامهریزی برای استقرار مجدد نیروها در مرز شمالی است.
After the merger, there will be a redeployment of staff to streamline operations.
پس از ادغام، استقرار مجدد کارکنان برای سادهسازی عملیات وجود خواهد داشت.
The government is considering a redeployment of funds to support small businesses.
دولت در حال بررسی استقرار مجدد بودجه برای حمایت از کسب و کارهای کوچک است.
The redeployment of technology will improve efficiency in the production process.
استقرار مجدد فناوری باعث بهبود کارایی در فرآیند تولید خواهد شد.
A strategic redeployment of assets is necessary to adapt to changing market conditions.
برای انطباق با شرایط متغیر بازار، استقرار مجدد استراتژیک داراییها ضروری است.
The redeployment of equipment to different locations will optimize resource utilization.
استقرار مجدد تجهیزات در مکانهای مختلف، بهینهسازی استفاده از منابع را به همراه خواهد داشت.
The airline industry is facing challenges that require a redeployment of resources.
صنعت هوانوردی با چالشهایی روبرو است که نیاز به استقرار مجدد منابع دارد.
Efficient redeployment of personnel can lead to cost savings for the company.
استقرار مجدد کارآمد پرسنل میتواند منجر به صرفهجویی در هزینهها برای شرکت شود.
The success of the project depends on the timely redeployment of funds from other departments.
موفقیت پروژه به استقرار به موقع بودجه از سایر دپارتمانها بستگی دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید