shift gears
تغییر دنده
night shift
شیفت شب
shift work
شیفت کاری
shift schedule
برنامه شیفت
shift manager
مدیر شیفت
phase shift
تغییر فاز
frequency shift
تغییر فرکانس
shift register
ثبت تغییر
paradigm shift
تغییر الگو
doppler shift
جابجایی دوپلر
shift away
دور شدن
red shift
قرمز شدن
shift the focus
تغییر تمرکز
phase shift keying
مدولاسیون شیفت فاز
gear shift
تعویض دنده
shift system
سیستم شیفت
work shift
شیفت کاری
shift operation
عملیات شیفت
make a shift
انجام یک تغییر
time shift
تغییر زمان
day shift
شیفت روزانه
graveyard shift
شیفت شب
evening shift
شیفت شب
the shift of responsibility
تغییر مسئولیت
a shift in the wind.
تغییر جهت باد.
a shift in public opinion.
تغییر در نگرش عمومی.
the shift of wealth to the mercantile classes.
انتقال ثروت به طبقات بازرگانی
shift the blame on to someone else
تقصیر را به گردن شخص دیگری بیندازید.
a shift in power from the centre to the periphery.
تغییر قدرت از مرکز به حاشیه.
a sleep profile for someone on a shift system.
یک بررسی پروفایل خواب برای فردی که در سیستم شیفت کار میکند.
she's shifting the blame on to me.
او تقصیر را به گردن من میاندازد.
the wind had shifted to the east.
باد به سمت شرق تغییر کرده بود.
she shifted down to fourth.
او به دنده چهارم تغییر داد.
the shifting of the center of population
جابجایی مرکز جمعیت
work in three shifts of eight hours
در سه شیفت کاری هشت ساعته کار کنید.
shift the blame to other shoulders
تقصیر را به گردن دیگران بیندازید.
The wind shifted to the north.
باد به سمت شمال تغییر کرد.
Shall I shift the chairs?
آیا جابجا کنم صندلی ها؟
Press “Shift” and type “C”.
دکمه "Shift" را فشار دهید و "C" را تایپ کنید.
They shifted about for several years.
آنها برای چندین سال به اطراف رفتند.
They deliberately shifted off the argument.
آنها عمداً بحث را کنار گذاشتند.
She shifted uncomfortably in her chair.
او در صندلی خود ناراحتانه جابجا شد.
This pandering marked a timely shift for some.
این چاپلوسی نشانهای از تغییر بهموقع برای برخی بود.
منبع: The Economist (Summary)So the political landscape has profoundly shifted.
بنابراین چشمانداز سیاسی به طور عمیقی تغییر کرده است.
منبع: BBC Listening Collection May 2023So the expectations have now shifted, Marc.
بنابراین انتظارات اکنون تغییر کرده است، مارک.
منبع: Financial TimesThe complaint du jour has also shifted.
شکایت روزانه نیز تغییر کرده است.
منبع: Bloomberg BusinessweekBut what causes a shift like that?
اما چه چیزی باعث ایجاد تغییری مانند آن میشود؟
منبع: Super Girl Season 2 S02So I signed up for my first shift in a brothel.
بنابراین من برای اولین شیفتم در یک روسپیخانه ثبت نام کردم.
منبع: TED Talks (Audio Version) May 2016 CollectionThey made the shift and it would pay off.
آنها تغییر را ایجاد کردند و نتیجه بخش خواهد بود.
منبع: CNN 10 Student English December 2019 CollectionEach of them put in a huge shift.
هر کدام از آنها تلاش زیادی کردند.
منبع: 2022 FIFA World Cup in QatarA pretty big shift from the Black Fridays.
تغییر بزرگی از جمعه سیاه.
منبع: CNN 10 Student English of the Monthلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید