try repositioning the thermostat in another room.
سعی کنید ترموستات را در اتاق دیگری دوباره تنظیم کنید.
we are trying to reposition the brand with a premium image.
ما در تلاش هستیم تا برند را با یک تصویر لوکس دوباره معرفی کنیم.
Objective To develop a rapid, microlesion method to treat the fracture of zygomatic bone using the rtaction-reposition-fixation device.
هدف: توسعه یک روش سریع و میکرو تروما برای درمان شکستگی استخوان گونهای با استفاده از دستگاه تثبیت-تغییر مکان-تثبیت.
folding, rolling or repositioning of leaves to reduce sunlight absorption, e.g. marram grass;
تا کردن، چرخاندن یا تغییر مکان برگها برای کاهش جذب نور خورشید، مانند چمن مارام.
Methods:39 patients were treated by discission repositioning integrated with autospecific ulna bone nail.
روشها: 39 بیمار با استفاده از روش جراحی و تثبیت مجدد در ترکیب با میخ استخوان اولنار اتوسپسیفیک درمان شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید