reformulated

[ایالات متحده]/ˌriːˈfɔːmjʊleɪtɪd/
[بریتانیا]/ˌriːˈfɔrmjʊˌleɪtɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره بیان کردن به شکل متفاوت

عبارات و ترکیب‌ها

reformulated product

محصول بازنگری‌شده

reformulated recipe

دستورالعمل بازنگری‌شده

reformulated policy

سیاست بازنگری‌شده

reformulated approach

رویکرد بازنگری‌شده

reformulated strategy

استراتژی بازنگری‌شده

reformulated formula

فرمول بازنگری‌شده

reformulated guidelines

دستورالعمل‌ها/راهنمایی‌های بازنگری‌شده

reformulated version

نسخه بازنگری‌شده

reformulated content

محتوای بازنگری‌شده

reformulated model

مدل بازنگری‌شده

جملات نمونه

the recipe was reformulated to improve its flavor.

دستورالعمل به منظور بهبود طعم آن بازبینی شد.

the company has reformulated its marketing strategy.

شرکت استراتژی بازاریابی خود را بازبینی کرده است.

scientists reformulated the drug to enhance its effectiveness.

دانشمندان دارو را برای افزایش اثربخشی آن بازبینی کردند.

the project was reformulated based on the feedback received.

پروژه بر اساس بازخورد دریافتی بازبینی شد.

the guidelines were reformulated to ensure clarity.

دستورالعمل‌ها برای اطمینان از وضوح بازبینی شدند.

the curriculum was reformulated to meet new educational standards.

برنامه درسی برای مطابقت با استانداردهای آموزشی جدید بازبینی شد.

they reformulated the product to make it more environmentally friendly.

آنها محصول را بازبینی کردند تا آن را سازگارتر با محیط زیست کنند.

the team reformulated their approach to problem-solving.

تیم رویکرد خود را در حل مسئله بازبینی کرد.

after the review, the plan was reformulated for better results.

پس از بررسی، برنامه برای نتایج بهتر بازبینی شد.

the recipe was reformulated to cater to dietary restrictions.

دستورالعمل به منظور توجه به محدودیت‌های غذایی بازبینی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید