restated

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تکرار شده

جملات نمونه

restated the obvious.

اظهار مجدد بدیهیات.

he restated his opposition to abortion.

او مجدداً مخالفت خود را با سقط جنین اعلام کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید