reordered items
اقلام مجددًا مرتب شده
reordered list
لیست مجددًا مرتب شده
reordered tasks
وظایف مجددًا مرتب شده
reordered data
دادههای مجددًا مرتب شده
reordered priorities
اولویتهای مجددًا مرتب شده
reordered schedule
برنامه مجددًا مرتب شده
reordered sequence
توالی مجددًا مرتب شده
reordered files
فایلهای مجددًا مرتب شده
reordered steps
مراحل مجددًا مرتب شده
reordered categories
دستهبندیهای مجددًا مرتب شده
the items were reordered for better organization.
اقلام مجدداً مرتب شدند تا سازماندهی بهتری حاصل شود.
she reordered the chapters in her book.
او فصلهای کتاب خود را مجدداً مرتب کرد.
the schedule was reordered to accommodate everyone's availability.
برنامه زمانی مجدداً مرتب شد تا امکان حضور همه فراهم شود.
after the feedback, we reordered the priorities of the project.
پس از دریافت بازخورد، اولویتهای پروژه مجدداً مرتب شدند.
the data was reordered to highlight the most important findings.
دادهها مجدداً مرتب شدند تا مهمترین یافتهها برجسته شوند.
they reordered the menu to feature seasonal dishes.
آنها منو را مجدداً مرتب کردند تا غذاهای فصلی در آن به نمایش گذاشته شوند.
he reordered his wardrobe for easier access to clothes.
او کمد لباس خود را مجدداً مرتب کرد تا دسترسی به لباسها آسانتر شود.
the team reordered their tasks to improve efficiency.
تیم وظایف خود را مجدداً مرتب کرد تا کارایی را بهبود بخشد.
after the merger, the departments were reordered for better synergy.
پس از ادغام، بخشها مجدداً مرتب شدند تا همافزایی بهتری حاصل شود.
the playlist was reordered based on listener preferences.
لیست پخش بر اساس ترجیحات شنوندگان مجدداً مرتب شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید