reordered

[ایالات متحده]/riːˈɔːdə/
[بریتانیا]/riˈɔrdərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. دوباره سفارش دادن; دوباره ترتیب دادن; دوباره مرتب کردن

عبارات و ترکیب‌ها

reordered items

اقلام مجددًا مرتب شده

reordered list

لیست مجددًا مرتب شده

reordered tasks

وظایف مجددًا مرتب شده

reordered data

داده‌های مجددًا مرتب شده

reordered priorities

اولویت‌های مجددًا مرتب شده

reordered schedule

برنامه مجددًا مرتب شده

reordered sequence

توالی مجددًا مرتب شده

reordered files

فایل‌های مجددًا مرتب شده

reordered steps

مراحل مجددًا مرتب شده

reordered categories

دسته‌بندی‌های مجددًا مرتب شده

جملات نمونه

the items were reordered for better organization.

اقلام مجدداً مرتب شدند تا سازماندهی بهتری حاصل شود.

she reordered the chapters in her book.

او فصل‌های کتاب خود را مجدداً مرتب کرد.

the schedule was reordered to accommodate everyone's availability.

برنامه زمانی مجدداً مرتب شد تا امکان حضور همه فراهم شود.

after the feedback, we reordered the priorities of the project.

پس از دریافت بازخورد، اولویت‌های پروژه مجدداً مرتب شدند.

the data was reordered to highlight the most important findings.

داده‌ها مجدداً مرتب شدند تا مهم‌ترین یافته‌ها برجسته شوند.

they reordered the menu to feature seasonal dishes.

آنها منو را مجدداً مرتب کردند تا غذاهای فصلی در آن به نمایش گذاشته شوند.

he reordered his wardrobe for easier access to clothes.

او کمد لباس خود را مجدداً مرتب کرد تا دسترسی به لباس‌ها آسان‌تر شود.

the team reordered their tasks to improve efficiency.

تیم وظایف خود را مجدداً مرتب کرد تا کارایی را بهبود بخشد.

after the merger, the departments were reordered for better synergy.

پس از ادغام، بخش‌ها مجدداً مرتب شدند تا هم‌افزایی بهتری حاصل شود.

the playlist was reordered based on listener preferences.

لیست پخش بر اساس ترجیحات شنوندگان مجدداً مرتب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید