sorted alphabetically
مرتب شده بر اساس حروف الفبا
sorted by date
مرتب شده بر اساس تاریخ
sorted by priority
مرتب شده بر اساس اولویت
sorted into categories
مرتب شده در دستهبندیها
sort of
تا حدودی
some sort of
نوعی
sort out
مرتب کردن
of sorts
تا حدی
of a sort
تا حدودی
quick sort
مرتبسازی سریع
sort order
ترتیب مرتبسازی
bubble sort
مرتبسازی حبابی
sort by
مرتبسازی بر اساس
out of sorts
حالت نامساعد
sort through
مرور کردن
insertion sort
مرتبسازی درج
heap sort
مرتبسازی تودهای
merge sort
مرتبسازی ادغامی
selection sort
مرتبسازی انتخاب
in some sort
تا حدی
sort ascending
مرتبسازی صعودی
a good sort
یک مرتبسازی خوب
sort descending
مرتبسازی نزولی
a pretty sorted kind of bloke.
یک جور آدم مرتب و منظم
sorted the sweaters according to color;
ژاکتها را بر اساس رنگ مرتب کردیم;
We sorted the eggs as to size and colour.
ما تخم مرغ ها را بر اساس اندازه و رنگ مرتب کردیم.
The salesman sorted his new consignment of stockings.
فروشنده دسته جدید محموله جورابهای خود را مرتب کرد.
That school was sorted out in a matter of two months.
آن مدرسه در عرض دو ماه مرتب شد.
statistics may be sorted and permutated according to requirements.
آمارها را می توان بر اساس نیازها مرتب و جایگشت کرد.
she sat down and sorted through her mail.
او نشست و نامههایش را مرتب کرد.
after a while, you realize they're not as sorted as they seem.
بعد از مدتی متوجه می شوید که آنها به اندازه ای که به نظر می رسد مرتب نیستند.
I sorted the books into big ones and small ones.
من کتاب ها را به دسته های بزرگ و کوچک مرتب کردم.
Have you sorted out how to get there yet?
آیا هنوز راه رسیدن آنجا را مشخص کرده اید؟
she sorted out the clothes, some to be kept, some to be thrown away.
او لباس ها را مرتب کرد، برخی برای نگه داشتن و برخی برای دور انداختن.
Watersupply and drainage engineering is sorted out engineering discipline, and it is a field of intercross multi-discipline.
مهندسی تامین آب و زهکشی یک رشته مهندسی مرتب شده است و یک زمینه چند رشته ای است.
The episodes of bigeminy and ventricular tachycardia were sorted in descending order so that 10 longest episodes were always reviewed.
قسمتهای بیگمین و تاکیکاردی ونتریکولر به ترتیب نزولی مرتب شدند تا همیشه 10 قسمت طولانیتر بررسی شوند.
... but then they are sorted after the unaccented letters (for example, the correct lexicographic order is baa, baá, báa, bab, báb, bac, bác, bač, bá...
... اما سپس بر اساس حروف بدون علامت مرتب میشوند (به عنوان مثال، ترتیب واژهشناختی صحیح baa، baá، báa، bab، báb، bac، bác، bač، bá است).
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید