sorted

[ایالات متحده]/'sɔ:tid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به ترتیب خاصی مرتب شده؛ دسته‌بندی شده.

عبارات و ترکیب‌ها

sorted alphabetically

مرتب شده بر اساس حروف الفبا

sorted by date

مرتب شده بر اساس تاریخ

sorted by priority

مرتب شده بر اساس اولویت

sorted into categories

مرتب شده در دسته‌بندی‌ها

sort of

تا حدودی

some sort of

نوعی

sort out

مرتب کردن

of sorts

تا حدی

of a sort

تا حدودی

quick sort

مرتب‌سازی سریع

sort order

ترتیب مرتب‌سازی

bubble sort

مرتب‌سازی حبابی

sort by

مرتب‌سازی بر اساس

out of sorts

حالت نامساعد

sort through

مرور کردن

insertion sort

مرتب‌سازی درج

heap sort

مرتب‌سازی توده‌ای

merge sort

مرتب‌سازی ادغامی

selection sort

مرتب‌سازی انتخاب

in some sort

تا حدی

sort ascending

مرتب‌سازی صعودی

a good sort

یک مرتب‌سازی خوب

sort descending

مرتب‌سازی نزولی

جملات نمونه

a pretty sorted kind of bloke.

یک جور آدم مرتب و منظم

sorted the sweaters according to color;

ژاکت‌ها را بر اساس رنگ مرتب کردیم;

We sorted the eggs as to size and colour.

ما تخم مرغ ها را بر اساس اندازه و رنگ مرتب کردیم.

The salesman sorted his new consignment of stockings.

فروشنده دسته جدید محموله جوراب‌های خود را مرتب کرد.

That school was sorted out in a matter of two months.

آن مدرسه در عرض دو ماه مرتب شد.

statistics may be sorted and permutated according to requirements.

آمارها را می توان بر اساس نیازها مرتب و جایگشت کرد.

she sat down and sorted through her mail.

او نشست و نامه‌هایش را مرتب کرد.

after a while, you realize they're not as sorted as they seem.

بعد از مدتی متوجه می شوید که آنها به اندازه ای که به نظر می رسد مرتب نیستند.

I sorted the books into big ones and small ones.

من کتاب ها را به دسته های بزرگ و کوچک مرتب کردم.

Have you sorted out how to get there yet?

آیا هنوز راه رسیدن آنجا را مشخص کرده اید؟

she sorted out the clothes, some to be kept, some to be thrown away.

او لباس ها را مرتب کرد، برخی برای نگه داشتن و برخی برای دور انداختن.

Watersupply and drainage engineering is sorted out engineering discipline, and it is a field of intercross multi-discipline.

مهندسی تامین آب و زهکشی یک رشته مهندسی مرتب شده است و یک زمینه چند رشته ای است.

The episodes of bigeminy and ventricular tachycardia were sorted in descending order so that 10 longest episodes were always reviewed.

قسمت‌های بیگمین و تاکی‌کاردی ونتریکولر به ترتیب نزولی مرتب شدند تا همیشه 10 قسمت طولانی‌تر بررسی شوند.

... but then they are sorted after the unaccented letters (for example, the correct lexicographic order is baa, baá, báa, bab, báb, bac, bác, bač, bá...

... اما سپس بر اساس حروف بدون علامت مرتب می‌شوند (به عنوان مثال، ترتیب واژه‌شناختی صحیح baa، baá، báa، bab، báb، bac، bác، bač، bá است).

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید