repopulate

[ایالات متحده]/ˌriːˈpɒpjʊleɪt/
[بریتانیا]/ˌriːˈpɑːpjʊleɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره پر کردن (یک مکان) با مردم

عبارات و ترکیب‌ها

repopulate database

بازسازی پایگاه داده

repopulate species

بازسازی گونه‌ها

repopulate area

بازسازی منطقه

repopulate system

بازسازی سیستم

repopulate fields

بازسازی فیلدها

repopulate content

بازسازی محتوا

repopulate resources

بازسازی منابع

repopulate data

بازسازی داده‌ها

repopulate inventory

بازسازی موجودی

repopulate population

بازسازی جمعیت

جملات نمونه

the team plans to repopulate the forest with native trees.

تیم قصد دارد جنگل را با درختان بومی دوباره احیا کند.

efforts to repopulate the endangered species are underway.

تلاش‌ها برای احیای گونه‌های در معرض خطر در حال انجام است.

they need to repopulate the area after the wildfire.

آنها بعد از آتش‌سوزی نیاز دارند منطقه را دوباره احیا کنند.

scientists are working to repopulate the lakes with fish.

دانشمندان در تلاشند تا دریاچه‌ها را با ماهی دوباره احیا کنند.

it is crucial to repopulate the coral reefs to restore marine life.

برای بازگرداندن حیات دریایی، احیای صخره‌های مرجانی بسیار مهم است.

volunteers helped to repopulate the park with flowers.

داوطلبان به احیای پارک با گل‌ها کمک کردند.

after the storm, they aimed to repopulate the beaches with sand dunes.

بعد از طوفان، آنها قصد داشتند سواحل را با تپه‌های شنی دوباره احیا کنند.

the government initiated a program to repopulate rural areas.

دولت یک برنامه برای احیای مناطق روستایی آغاز کرد.

efforts to repopulate the city with new residents are ongoing.

تلاش‌ها برای احیای شهر با ساکنان جدید در حال انجام است.

they hope to repopulate the abandoned buildings with artists.

آنها امیدوارند ساختمان‌های متروکه را با هنرمندان دوباره احیا کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید