the disease could depopulate a town the size of Bournemouth.
بیماری می تواند باعث تخلیه یک شهر به اندازه بورنموت شود.
As one of four depopulated areas in China, the Altun Mountains is also the largest nature reserve, though an untrod area, yet a paradise of rare animals.
در میان چهار منطقه تخلیای چین، کوههای آلتون نیز بزرگترین منطقه حفاظتشده است، اگرچه منطقهای که کمتر در آن تردد میشود، اما بهشتی برای حیوانات نادر است.
The war caused the village to depopulate rapidly.
جنگ باعث تخلیه سریع روستا شد.
Natural disasters can depopulate entire regions.
بلایای طبیعی میتوانند مناطق وسیعی را تخلیه کنند.
Urbanization can depopulate rural villages as people move to cities for better opportunities.
به دلیل مهاجرت مردم به شهرها برای فرصتهای بهتر، شهرنشینی میتواند روستاهای دورافتاده را تخلیه کند.
The disease outbreak caused the region to depopulate as people fled in fear.
شیوع بیماری باعث تخلیه منطقه شد، زیرا مردم از ترس فرار کردند.
Efforts are being made to revitalize the depopulated areas and attract new residents.
تلاشهایی برای احیای مناطق تخلی شده و جذب ساکنان جدید در حال انجام است.
Climate change can depopulate coastal areas due to rising sea levels and extreme weather events.
تغییرات آب و هوایی میتواند به دلیل افزایش سطح دریا و وقوع رویدادهای شدید آب و هوایی، مناطق ساحلی را تخلیه کند.
Efforts to depopulate overcrowded prisons have been met with challenges due to lack of alternative facilities.
تلاشها برای تخلیه زندانهای بیش از حد جمعیت، با چالشهایی به دلیل فقدان امکانات جایگزین مواجه شده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید