repost

[ایالات متحده]/ˌriːˈpəʊst/
[بریتانیا]/ˌriːˈpoʊst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. دوباره چیزی را ارسال یا پست کردن

عبارات و ترکیب‌ها

repost content

بازنشر محتوا

repost link

پیوند بازنشر

repost post

بازنشر پست

repost image

بازنشر تصویر

repost video

بازنشر ویدیو

repost tweet

بازنشر توییت

repost story

بازنشر استوری

repost update

بازنشر بروزرسانی

repost message

بازنشر پیام

repost article

بازنشر مقاله

جملات نمونه

she decided to repost the article on her blog.

او تصمیم گرفت مقاله را در وبلاگ خود دوباره منتشر کند.

can you repost this video to your social media?

آیا می توانید این ویدیو را در رسانه های اجتماعی خود دوباره منتشر کنید؟

he often reposts interesting content from other users.

او اغلب محتوای جالب را از سایر کاربران دوباره منتشر می کند.

don't forget to repost the event details.

فراموش نکنید جزئیات رویداد را دوباره منتشر کنید.

they encouraged everyone to repost their campaign message.

آنها از همه خواستند پیام کمپین خود را دوباره منتشر کنند.

she always asks for permission before she reposts someone else's work.

او همیشه قبل از اینکه کار کسی دیگر را دوباره منتشر کند، اجازه می گیرد.

it's important to credit the original author when you repost.

هنگامی که دوباره منتشر می کنید، مهم است که به نویسنده اصلی اعتبار دهید.

he plans to repost the announcement later today.

او قصد دارد امروز بعد از ظهر اطلاعیه را دوباره منتشر کند.

reposting can help spread awareness about important issues.

دوباره منتشر کردن می تواند به آگاهی رساندن در مورد مسائل مهم کمک کند.

make sure to repost this to reach a wider audience.

مطمئن شوید که این را دوباره منتشر کنید تا به مخاطبان گسترده تری برسید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید