plea bargain
توافق لایحه
plead guilty
گناه را پذیرفتن
pleading for mercy
التماس برای رحمت
make a plea
یک درخواست مطرح کردن
plea for leniency
درخواست برای تخفیف
enter a plea
وارد کردن درخواست
plea of innocence
درخواست بیگناهی
plea deal
معامله درخواست
plea bargaining
چانه زنی برای توافق
plea for
درخواست برای
put in a plea of guilty.
وارد کردن درخواست اعتراف گناه
They made no plea for relief.
آنها هیچ درخواستی برای تسکین نکردند.
passionate pleas for help.
خواسته های پرشور برای کمک.
unheard pleas for help.
درخواستهای شنیده نشده برای کمک.
an impassioned plea for justice.
یک درخواست پرشور برای عدالت
he made a dramatic plea for disarmament.
او درخواست جدی برای خلع سلاح کرد.
her plea of a headache was not entirely false.
ادعای سردرد او کاملاً غیرواقعی نبود.
In making that plea he will breathe in vain.
در این درخواست، او بیهوده تلاش خواهد کرد.
a rather passionless plea for clemency.
یک درخواست عاجی و بدون اشتیاق برای بخشش
spoke out in a plea for greater tolerance.
درخواست تحمل بیشتر مطرح کرد.
entered a plea of not guilty.
درخواست بیگناهی کردند.
Their pleas unsteel his heart.
درخواستهای آنها قلب او را نرم نمیکند.
He was absent under the plea of illness.
او به بهانه بیماری غایب بود.
an urgent plea for health-care reform is still a reliable applause line.
یک درخواست فوری برای اصلاحات مراقبتهای بهداشتی هنوز هم یک خط تشویقی قابل اعتماد است.
a solicitor entered a plea of guilty on her behalf.
یک وکیل به جای او درخواست اعتراف گناه کرد.
she made an impassioned plea for help.
او یک درخواست پرشور برای کمک کرد.
pleas that were intonated with desperation.
درخواستهایی که با ناامیدی بیان میشد.
he changed his plea to not guilty.
او درخواست خود را به بیگناهی تغییر داد.
Her plea was that she did not see the signal.
درخواست او این بود که او نشان را ندیده است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید