ask

[ایالات متحده]/ɑːsk/
[بریتانیا]/æsk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. پرسش کردن; دعوت کردن; درخواست کردن; نیاز داشتن; مذاکره کردن
vi. درخواست کردن; پرسش کردن

عبارات و ترکیب‌ها

ask politely

خواهش کنید

جملات نمونه

ask for the street by name.

از نام خیابان بپرسید.

ask for a few coppers

از آنها بخواهید چند سکه مسی بدهند.

Ask if he is at home.

بپرسید اگر در خانه است.

ask sb. to a party

کسی را به مهمانی دعوت کنید.

ask sb. a question

سوالاتی از کسی بپرسید.

It's a stigma to ask for money.

درخواست پول یک تابوی اجتماعی است.

don't ask such daft questions.

نگویید چنین سوالات احمقانه ای.

lemme ask you something.

اجازه بدهید از شما بپرسم.

ask too much of a child.

زیاده از حد از یک کودک بخواهید.

ask too many questions.

بیش از حد سوال بپرسید.

ask for a discount for payment by cash.

برای پرداخت نقدی درخواست تخفیف کنید.

ask a friend if they could help.

از یک دوست بپرسید اگر می توانند کمک کنند.

ask sb. to stay dinner

از کسی بخواهید شام بماند.

ask a boon (of sb.)

یک درخواست از کسی کنید.

deign to ask sb. below oneself

به خود اجازه دهید از کسی که از خودتان پایین تر است سوال بپرسید.

ask her for the money

از او پول بخواهید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید